interspersed with
در هم تنیده شده با
interspersed throughout
در سراسر آن در هم تنیده شده
interspersed among
در میان آن در هم تنیده شده
interspersed here
در اینجا در هم تنیده شده
interspersed scenes
صحنههای در هم تنیده
interspersed elements
عناصر در هم تنیده
interspersed ideas
ایدههای در هم تنیده
interspersed textures
بافتهای در هم تنیده
interspersed patterns
الگوهای در هم تنیده
interspersed details
جزئیات در هم تنیده
the garden was interspersed with colorful flowers.
باغ با گلهای رنگارنگ در هم آمیخته بود.
her speech was interspersed with humorous anecdotes.
سخنرانی او با حکایتهای خندهدار در هم آمیخته بود.
the book is interspersed with illustrations and diagrams.
کتاب با تصاویر و نمودارها در هم آمیخته است.
they interspersed their travel with visits to local markets.
آنها سفر خود را با بازدید از بازارهای محلی در هم آمیختند.
the playlist was interspersed with classic rock hits.
لیست پخش با آهنگهای راک کلاسیک در هم آمیخته بود.
her laughter was interspersed with moments of silence.
خنده او با لحظاتی از سکوت در هم آمیخته بود.
the presentation was interspersed with audience questions.
ارائه با سوالات مخاطبان در هم آمیخته بود.
the movie was interspersed with flashbacks to the past.
فیلم با فلاشبکهایی به گذشته در هم آمیخته بود.
the landscape was interspersed with small lakes and hills.
مناظر طبیعی با دریاچههای کوچک و تپهها در هم آمیخته بود.
the festival was interspersed with cultural performances.
جشنواره با اجراهای فرهنگی در هم آمیخته بود.
interspersed with
در هم تنیده شده با
interspersed throughout
در سراسر آن در هم تنیده شده
interspersed among
در میان آن در هم تنیده شده
interspersed here
در اینجا در هم تنیده شده
interspersed scenes
صحنههای در هم تنیده
interspersed elements
عناصر در هم تنیده
interspersed ideas
ایدههای در هم تنیده
interspersed textures
بافتهای در هم تنیده
interspersed patterns
الگوهای در هم تنیده
interspersed details
جزئیات در هم تنیده
the garden was interspersed with colorful flowers.
باغ با گلهای رنگارنگ در هم آمیخته بود.
her speech was interspersed with humorous anecdotes.
سخنرانی او با حکایتهای خندهدار در هم آمیخته بود.
the book is interspersed with illustrations and diagrams.
کتاب با تصاویر و نمودارها در هم آمیخته است.
they interspersed their travel with visits to local markets.
آنها سفر خود را با بازدید از بازارهای محلی در هم آمیختند.
the playlist was interspersed with classic rock hits.
لیست پخش با آهنگهای راک کلاسیک در هم آمیخته بود.
her laughter was interspersed with moments of silence.
خنده او با لحظاتی از سکوت در هم آمیخته بود.
the presentation was interspersed with audience questions.
ارائه با سوالات مخاطبان در هم آمیخته بود.
the movie was interspersed with flashbacks to the past.
فیلم با فلاشبکهایی به گذشته در هم آمیخته بود.
the landscape was interspersed with small lakes and hills.
مناظر طبیعی با دریاچههای کوچک و تپهها در هم آمیخته بود.
the festival was interspersed with cultural performances.
جشنواره با اجراهای فرهنگی در هم آمیخته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید