intimacy

[ایالات متحده]/'ɪntɪməsɪ/
[بریتانیا]/'ɪntɪməsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نزدیکی; حریم خصوصی; فعالیت جنسی
Word Forms

جملات نمونه

the intimacy between a husband and wife.

亲密关系 بین یک شوهر و زن.

His claims to an intimacy with the President are somewhat exaggerated.

ادعاهای او مبنی بر صمیمیت با رئیس جمهور تا حدودی اغراق‌آمیز است.

He is exchanging intimacies with his friends.

او با دوستان خود صمیمیت رد و بدل می‌کند.

the room had a peaceful sense of intimacy about it.

اتاق حال و هوای صمیمیتی آرام‌بخش داشت.

he acquired an intimacy with Swahili literature.

او صمیمیت خود را با ادبیات سواحلی به دست آورد.

The intimacy of the room was enhanced by its warm colours.

محرمانه بودن اتاق با رنگ‌های گرم آن افزایش یافته بود.

here she was sitting swapping intimacies with a stranger.

اینجا او نشسته بود و با یک غریبه صمیمیت رد و بدل می‌کرد.

emotions and intimacy issues that were largely dealt with through alcohol.

مشکلات عاطفی و صمیمیت که بیشتر از طریق الکل حل می‌شد.

his relationships did not permit the degree of self-revelation that true intimacy presupposes.

روابط او اجازه نمی‌داد که به درجه‌ای از خودنمایی که صمیمیت واقعی پیش‌فرض می‌گذارد، برسد.

His intimacy with Japan makes him the likely choice as ambassador to that country.

صمیمیت او با ژاپن او را به عنوان گزینه احتمالی سفیر در آن کشور نشان می‌دهد.

From the work sprang a friendship perhaps incomparable in intimacy and the trustfulness of collaboration and induration.

از این اثر دوستی سرچشمه گرفت که شاید در صمیمیت و اعتماد در همکاری و سخت‌گیری بی‌نظیر بود.

Whether their intimacy was sexual, as was Lord Byron's with his half-sister Augusta, is not something that can ever be known, though it was scurrilously gossiped about even at the time.

اینکه صمیمیت آنها جنسی بود یا خیر، همانطور که صمیمیت لرد بایرون با خواهر ناتنی‌اش، آگوست بود، هرگز قابل اطلاع نیست، اگرچه حتی در آن زمان هم در مورد آن شایعاتی وجود داشت.

Cultured, idealistic, sympathetic, he seemed to Tess a demigod ,and though she had sworn herself to celibacy, the enforced propinquity ripened into intimacy and drifted into love.

با فرهنگ، آرمان‌گرا، همدل، او در نظر تس به نظر یک نیمی‌خدای می‌رسید و اگرچه او خود را به تجرد قسم داده بود، نزدیکی اجباری به صمیمیت تبدیل شد و به عشق کشیده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید