intuitions

[ایالات متحده]/ɪnˈtjuːɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˈtuːɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع شهود؛ دانشی که از طریق شهود به دست می‌آید؛ توانایی برای درک چیزی به طور غریزی

عبارات و ترکیب‌ها

trust your intuitions

به غرایض خود اعتماد کنید

follow your intuitions

به غرایض خود عمل کنید

intuitions guide decisions

غرایض تصمیم‌گیری را راهنمایی می‌کنند

intuitions reveal truths

غرایض حقایق را آشکار می‌کنند

intuitions shape actions

غرایض اعمال را شکل می‌دهند

intuitions drive choices

غرایض انتخاب‌ها را هدایت می‌کنند

intuitions spark ideas

غرایض ایده‌ها را شعله‌ور می‌کنند

trusting your intuitions

اعتماد به غرایض خود

intuitions and feelings

غرایض و احساسات

intuitions about people

غرایض درباره افراد

جملات نمونه

her intuitions about people are often correct.

احساسات او درباره مردم اغلب درست هستند.

he relied on his intuitions when making decisions.

او در هنگام تصمیم گیری به غرایض خود متکی بود.

trust your intuitions; they can guide you well.

به غرایض خود اعتماد کنید؛ آنها می توانند شما را به خوبی راهنمایی کنند.

sometimes, our intuitions can lead us astray.

گاهی اوقات، غرایض ما می توانند ما را گمراه کنند.

she has a strong intuition about what will happen next.

او یک شهود قوی در مورد آنچه بعد اتفاق می افتد دارد.

his intuitions about the market proved to be accurate.

غرایض او در مورد بازار به طور دقیق ثابت شد.

intuitions can sometimes be more reliable than facts.

گاهی اوقات غرایض می توانند قابل اعتمادتر از واقعیت باشند.

she followed her intuitions and made a great choice.

او به غرایض خود عمل کرد و انتخاب خوبی کرد.

intuitions often arise from our subconscious experiences.

غرایض اغلب از تجربیات ناخودآگاه ما نشأت می گیرند.

his intuitions about the project were surprisingly accurate.

غرایض او در مورد پروژه به طرز شگفت انگیزی دقیق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید