guesses

[ایالات متحده]/ɡɛsɪz/
[بریتانیا]/ɡɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع حدس؛ برآوردها یا گمانه‌ها
v. شخص سوم مفرد حدس؛ برای انجام یک گمانه‌زنی

عبارات و ترکیب‌ها

makes guesses

حدس می‌زند

her guesses

حدس‌های او

his guesses

حدس‌های او

wild guesses

حدس‌های وحشیانه

best guesses

بهترین حدس‌ها

random guesses

حدس‌های تصادفی

educated guesses

حدس‌های آگاهانه

quick guesses

حدس‌های سریع

final guesses

حدس‌های نهایی

smart guesses

حدس‌های باهوش

جملات نمونه

she makes guesses about the outcome of the game.

او حدس‌هایی در مورد نتیجه بازی می‌زند.

his guesses were surprisingly accurate.

حدس‌های او به طرز شگفت‌آوری دقیق بودند.

can you take a few educated guesses?

آیا می‌توانید چند حدس آگاهانه بزنید؟

she often guesses the answers before the teacher reveals them.

او اغلب قبل از اینکه معلم آنها را فاش کند، پاسخ‌ها را حدس می‌زند.

he guesses that it will rain tomorrow.

او حدس می‌زند که فردا باران خواهد بارید.

they made wild guesses about the surprise party.

آنها حدس‌های وحشیانه‌ای در مورد مهمانی غافلگیری زدند.

my guesses about the movie plot were completely wrong.

حدس‌های من در مورد طرح فیلم کاملاً اشتباه بود.

she guesses the number of candies in the jar.

او تعداد آبنبات‌های داخل شیشه را حدس می‌زند.

he always guesses the correct answer on the first try.

او همیشه در اولین تلاش پاسخ صحیح را حدس می‌زند.

making guesses can sometimes lead to interesting discussions.

حدس زدن گاهی اوقات می‌تواند منجر به بحث‌های جالب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید