irreversibly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان آن را معکوس کرد؛ به گونه‌ای که نمی‌توان آن را برگرداند.

عبارات و ترکیب‌ها

irreversibly alter

تغییر به طور غیرقابل بازگشت

جملات نمونه

The decision to close the factory was irreversibly made.

تصمیم به تعطیل کردن کارخانه به طور غیرقابل برگشت اتخاذ شده بود.

Exposure to certain chemicals can irreversibly damage the environment.

قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی خاص می تواند به طور غیرقابل برگشت به محیط زیست آسیب برساند.

Smoking can irreversibly harm your lungs.

سیگار کشیدن می تواند به طور غیرقابل برگشت به ریه های شما آسیب برساند.

The accident irreversibly changed her life.

حادثه زندگی او را به طور غیرقابل برگشت تغییر داد.

The loss of biodiversity is an irreversibly negative consequence of deforestation.

از دست دادن تنوع زیستی یک پیامد منفی غیرقابل برگشت از جنگل زدایی است.

Once the damage is done, it is irreversibly done.

هنگامی که آسیب انجام شد، غیرقابل برگشت است.

The effects of climate change are irreversibly altering the planet.

اثرات تغییرات آب و هوایی به طور غیرقابل برگشت سیاره را تغییر می دهند.

The relationship between the two countries was irreversibly damaged by the conflict.

روابط بین دو کشور به طور غیرقابل برگشت توسط درگیری آسیب دید.

Overuse of antibiotics can irreversibly lead to antibiotic resistance.

استفاده بیش از حد از آنتی بیوتیک ها می تواند به طور غیرقابل برگشت منجر به مقاومت آنتی بیوتیک شود.

نمونه‌های واقعی

Once you had committed murder, you are, irreversibly, a murderer.

وقتی مرتکب قتل شده‌اید، شما به طور غیرقابل برگشتی یک قاتل هستید.

منبع: The Guardian (Article Version)

Although chronic smokers may often have irreversibly damage to taste buds.

اگرچه ممکن است دودکش‌های مزمن اغلب آسیب غیرقابل برگشتی به حس چشایی داشته باشند.

منبع: AsapSCIENCE - Health

And once you introduce it to aspirin, the drug irreversibly binds to it.

و هنگامی که آن را به آسپرین معرفی می‌کنید، دارو به طور غیرقابل برگشتی به آن متصل می‌شود.

منبع: Scishow Selected Series

Chris Goldscheider says his hearing was irreversibly damaged by brass instruments placed immediately behind him.

کریس گلدشایدر می‌گوید شنوایی او به طور غیرقابل برگشتی توسط سازهای برنجی که بلافاصله پشت سرش قرار داشتند، آسیب دیده است.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

If the servers are down for even a day, our entire reputation is irreversibly destroy.

اگر سرورها حتی برای یک روز از کار بیفتند، شهرت ما به طور غیرقابل برگشتی از بین می‌رود.

منبع: Go blank axis version

If something is irreversibly damaged, then it's permanent; the text says it is only temporary irritation.

اگر چیزی به طور غیرقابل برگشتی آسیب دیده باشد، دائمی است؛ متن می‌گوید فقط تحریک موقتی است.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

But I also feel that something has irreversibly shifted and I feel it all the time everywhere.

اما احساس می‌کنم چیزی به طور غیرقابل برگشتی تغییر کرده و من همیشه و همه جا آن را احساس می‌کنم.

منبع: The Life Philosophy of Stars (Bilingual Selection)

Somehow the entire source of Nuronium has been irreversibly compromised.

به نحوی کل منبع نورونیوم به طور غیرقابل برگشتی به خطر افتاده است.

منبع: TED-Ed (video version)

We do not want to be irreversibly putting ourselves back into these old pathways.

ما نمی‌خواهیم خودمان را به طور غیرقابل برگشتی به این مسیرهای قدیمی بازگردانیم.

منبع: Financial Times Podcast

Of Earth’s 37 major underground reservoirs, 21 are on track to be irreversibly emptied.

از 37 مخزن زیرزمینی بزرگ زمین، 21 مخزن در مسیر تخلیه غیرقابل برگشت قرار دارند.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید