| صفت یا فعل حال استمراری | irritating |
The noise of the children was irritating me.
همصدای کودکان من را آزار میداد.
She was adept at the fine art of irritating people.
او در هنر ظریف آزار دادن مردم ماهر بود.
The man’s worse than irritating,he’s a positive menace!
او از آزاردهنده هم فراتر است، او یک خطر مثبت است!
He had an irritating habit of singing tunelessly about the house.
او عادت آزاردهنده ای از خواندن بیmelody در مورد خانه داشت.
nothing is more irritating than people who do not keep to the point.
هیچ چیز آزاردهنده تر از افرادی که به اصل مطلب نمی چسبند وجود ندارد.
The man's worse than irritating, he's a positive menace!
او از آزاردهنده هم فراتر است، او یک خطر مثبت است!
He has this irritating mannerism of constantly scratching his nose.
او این عادت آزاردهنده ای از خراشیدن مداوم بینی دارد.
She has a rather twee manner that I find irritating.
او رفتاری دارد که من آن را آزاردهنده می یابم.
the textbooks show an irritating parochialism, to wit an almost total exclusion of papers not in English.
کتابهای درسی، خودمحوری آزاردهندهای را نشان میدهند، به این معنا که تقریباً هیچ مقالهای به زبان انگلیسی وجود ندارد.
Externally applied, this safe, non-irritating and effective cleanser and beautifier removes unsightly stains and inhibits dark staining production.
هنگامی که به صورت خارجی استفاده شود، این پاککننده و آرایشکننده ایمن، غیر تحریککننده و موثر، لکههای ناخوشایند را از بین میبرد و از تولید لکههای تیره جلوگیری میکند.
The noise of the children was irritating me.
همصدای کودکان من را آزار میداد.
She was adept at the fine art of irritating people.
او در هنر ظریف آزار دادن مردم ماهر بود.
The man’s worse than irritating,he’s a positive menace!
او از آزاردهنده هم فراتر است، او یک خطر مثبت است!
He had an irritating habit of singing tunelessly about the house.
او عادت آزاردهنده ای از خواندن بیmelody در مورد خانه داشت.
nothing is more irritating than people who do not keep to the point.
هیچ چیز آزاردهنده تر از افرادی که به اصل مطلب نمی چسبند وجود ندارد.
The man's worse than irritating, he's a positive menace!
او از آزاردهنده هم فراتر است، او یک خطر مثبت است!
He has this irritating mannerism of constantly scratching his nose.
او این عادت آزاردهنده ای از خراشیدن مداوم بینی دارد.
She has a rather twee manner that I find irritating.
او رفتاری دارد که من آن را آزاردهنده می یابم.
the textbooks show an irritating parochialism, to wit an almost total exclusion of papers not in English.
کتابهای درسی، خودمحوری آزاردهندهای را نشان میدهند، به این معنا که تقریباً هیچ مقالهای به زبان انگلیسی وجود ندارد.
Externally applied, this safe, non-irritating and effective cleanser and beautifier removes unsightly stains and inhibits dark staining production.
هنگامی که به صورت خارجی استفاده شود، این پاککننده و آرایشکننده ایمن، غیر تحریککننده و موثر، لکههای ناخوشایند را از بین میبرد و از تولید لکههای تیره جلوگیری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید