itinerancy

[ایالات متحده]/aɪˈtɪnərənsi/
[بریتانیا]/aɪˈtɪnərənsi/

ترجمه

n. وضعیت بودن در سفر یا سفر از جایی به جای دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

itinerancy model

مدل کوچ نشینی

itinerancy program

برنامه کوچ نشینی

itinerancy services

خدمات کوچ نشینی

itinerancy issues

مشکلات کوچ نشینی

itinerancy challenges

چالش‌های کوچ نشینی

itinerancy support

حمایت از کوچ نشینی

itinerancy solutions

راه حل‌های کوچ نشینی

itinerancy trends

روندهای کوچ نشینی

itinerancy practices

روش‌های کوچ نشینی

itinerancy research

تحقیقات کوچ نشینی

جملات نمونه

itinerancy can provide unique experiences for travelers.

گردش و سرگردانی می‌تواند تجربه‌های منحصربه‌فردی برای مسافران فراهم کند.

many artists embrace itinerancy to find inspiration.

بسیاری از هنرمندان برای یافتن الهام، گردشی را پذیرفته‌اند.

the itinerancy of the nomadic tribes is fascinating.

گردش زندگی قبایل کوچ‌نشین جذاب است.

itinerancy often leads to unexpected adventures.

گردش اغلب منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره می‌شود.

her itinerancy was a crucial part of her life story.

گردش او بخش مهمی از داستان زندگی‌اش بود.

itinerancy allows for a deeper understanding of different cultures.

گردش به درک عمیق‌تر از فرهنگ‌های مختلف اجازه می‌دهد.

he documented his itinerancy in a travel blog.

او گردش خود را در یک وبلاگ سفر مستند کرد.

itinerancy can be challenging but rewarding.

گردش می‌تواند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

the itinerancy of the circus troupe amazed the audience.

گردش گروه سیرک تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

her itinerancy has shaped her worldview significantly.

گردش او به طور قابل توجهی جهان‌بینی او را شکل داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید