jaundiced

[ایالات متحده]/ˈdʒɔːndɪst/
[بریتانیا]/ˈdʒɔːndɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر تعصب یا تلخی، مشخص شده با رنگ زرد مایل به زردی به دلیل زردی

عبارات و ترکیب‌ها

jaundiced view

دیدگاه متعصبانه

جملات نمونه

they looked on politicians with a jaundiced eye.

آنها با دیده‌ای منتقد به سیاستمداران نگاه می‌کردند.

His social position jaundiced his view of things.

موقعیت اجتماعی او باعث دیدگاه منتقدانه او نسبت به مسائل شد.

a view of campaign promises that have become jaundiced;

دیدگاهی نسبت به وعده‌های انتخاباتی که به منتقدی تبدیل شده‌اند.

After his experience in jail, he has a pretty jaundiced view of the penal system.

پس از تجربه او در زندان، او دیدگاه بسیار منتقدی نسبت به سیستم مجازات دارد.

a jaundiced view of the world

دیدگاه منتقدانه نسبت به جهان

jaundiced eye towards politics

دیدگاه منتقدانه نسبت به سیاست

a jaundiced opinion of the company

نظر منتقدانه نسبت به شرکت

jaundiced perspective on relationships

دیدگاه منتقدانه نسبت به روابط

jaundiced outlook on life

نگرش منتقدانه نسبت به زندگی

jaundiced attitude towards new ideas

نگرش منتقدانه نسبت به ایده‌های جدید

a jaundiced interpretation of the facts

تفسیر منتقدانه از حقایق

jaundiced belief in conspiracy theories

باور منتقدانه به نظریه‌های توطئه

jaundiced assessment of the situation

ارزیابی منتقدانه از وضعیت

jaundiced reaction to criticism

واکنش منتقدانه به انتقاد

نمونه‌های واقعی

With liver damage, there may be jaundice.

در صورت آسیب به کبد، ممکن است زردی وجود داشته باشد.

منبع: Osmosis - Microorganisms

With liver impairment, jaundice may occur.

با آسیب کبدی، ممکن است زردی ایجاد شود.

منبع: Osmosis - Digestion

That's why I didn't see the jaundice.

به همین دلیل من زردی را ندیدم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Over time as the liver becomes less functional, symptoms like jaundice, ascites, easy bruising, and hepatic encephalopathy develop.

با گذشت زمان، با کاهش عملکرد کبد، علائمی مانند زردی، آسیت، کبودی آسان و آنسفالوپاتی کبدی ایجاد می شود.

منبع: Osmosis - Digestion

No yellow. Jaundice. Go for the blue. -I don't like the blue. -Well, I do.

بدون زرد. زردی. به سراغ آبی برو. -من خوشم نمیاد. -خب، من خوشم میاد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Most of the cases have jaundice and gastrointestinal symptoms such as abdominal pain, diarrhea and vomiting.

اکثر موارد زردی و علائم گوارشی مانند درد شکم، اسهال و استفراغ دارند.

منبع: CRI Online May 2022 Collection

In May, a jaundiced two-day-old died after her parents could not find a trishaw to take her to hospital.

در ماه می، یک نوزاد دو روزه که زردی داشت، پس از اینکه والدینش نتوانستند یک ریکشا برای بردن او به بیمارستان پیدا کنند، درگذشت.

منبع: Selected English short passages

Recycling of that heme group yields unconjugated bilirubin, which at high concentration can cause scleral icterus, jaundice, and bilirubin gall stones.

بازیافت آن گروه هم، بیلی روبین غیر کونژوگه را به دست می دهد که در غلظت بالا می تواند باعث زردی اسکلرال، زردی و سنگ های صفراوی بیلی روبین شود.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

She has a little jaundice, but I think she'll be okay.

او کمی زردی دارد، اما فکر می کنم او خوب خواهد شد.

منبع: Animation movies learn English.

Yet often his manner is less jaundiced than tender.

با این حال، اغلب رفتارش کمتر زرد و بیشتر دلسوزانه است.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید