jinxed

[ایالات متحده]/dʒɪnkt/
[بریتانیا]/dʒɪnkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدشانس; آوردن بدشانی
v. بدشانس ساخته شده (قسمت گذشته jinx)

عبارات و ترکیب‌ها

jinxed luck

شانس نفرین‌شده

jinxed game

بازی نفرین‌شده

jinxed fate

سرنوشت نفرین‌شده

jinxed day

روز نفرین‌شده

jinxed situation

وضعیت نفرین‌شده

jinxed relationship

رابطه نفرین‌شده

jinxed project

پروژه نفرین‌شده

jinxed trip

سفر نفرین‌شده

jinxed event

رویداد نفرین‌شده

jinxed outcome

نتیجه نفرین‌شده

جملات نمونه

he believes he is jinxed when it comes to relationships.

او معتقد است که در روابط بدشانسی دارد.

the team thought they were jinxed after losing five games in a row.

تیم بعد از باختن پنج بازی متوالی فکر کرد که بدشانسی دارند.

she joked that her luck was jinxed by the broken mirror.

او شوخی کرد و گفت که خوش شانسی‌اش به خاطر آینه شکسته بدشانسی دارد.

some people think that stepping on a crack will jinx their luck.

برخی افراد فکر می‌کنند که راه رفتن روی ترک باعث بدشانسی آنها می‌شود.

after the accident, he felt jinxed and avoided driving.

بعد از تصادف، او احساس کرد بدشانسی دارد و از رانندگی اجتناب کرد.

she always jokes that her new shoes are jinxed.

او همیشه شوخی می‌کند و می‌گوید که کفش‌های جدیدش بدشانسی دارند.

they believe the old house is jinxed and refuse to live there.

آنها معتقدند که آن خانه قدیمی بدشانسی دارد و از زندگی در آنجا امتناع می‌کنند.

he thinks his bad luck is jinxed by a family curse.

او فکر می‌کند که بدشانسی او به خاطر نفرین خانوادگی بدشانسی دارد.

after losing the lottery, she declared herself jinxed.

بعد از باختن در قرعه کشی، او خود را بدشانس اعلام کرد.

he tried to break the jinx by changing his routine.

او سعی کرد با تغییر روتین خود بدشانسی را از بین ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید