jonquilla

[ایالات متحده]/[ˈdʒɒŋ.kɪl.ə]/
[بریتانیا]/[ˈdʒɒŋ.kɪl.ə]/

ترجمه

n. نوعی گل گل‌گویی با گل‌های زرد؛ شخصی که گل‌گویی جمع می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

jonquilla bloom

گل جونکیلیا

picking jonquillas

جمع آوری جونکیلیا

a jonquilla field

یک مزرعه جونکیلیا

jonquilla scent

بوی جونکیلیا

golden jonquillas

جونکیلیا های طلایی

jonquilla petals

پرچه جونکیلیا

seeing jonquillas

دیدن جونکیلیا

growing jonquillas

رشد جونکیلیا

fragrant jonquillas

جونکیلیا های عطردار

jonquilla light

نور جونکیلیا

جملات نمونه

the jonquilla's bright yellow petals filled the meadow with sunshine.

پتال‌های زرد روشن یونکیلیا مeadow را با نور خورشید پر کرد.

she carefully planted jonquilla bulbs in the autumn garden.

او با دقت گلبرگ یونکیلیا را در گلستان پاییزی کاشت.

a single jonquilla stood proudly in a simple vase.

یک یونکیلیا با افتخار در یک جعبه ساده ایستاد.

the scent of jonquilla filled the air on a spring morning.

بوی یونکیلیا هوا را در صبح بهاری پر کرد.

we admired the delicate beauty of the jonquilla blooms.

ما زیبایی نرم گل یونکیلیا را تحسین کردیم.

the artist captured the jonquilla's essence in a watercolor painting.

هنرمند جوهر یونکیلیا را در یک نقاشی رنگ آبی ثبت کرد.

a cluster of jonquillas added a cheerful touch to the landscape.

یک گروه از یونکیلیا‌ها یک لمس خوشحال کننده به منظره اضافه کرد.

she brought a bunch of jonquillas to brighten the room.

او یک دسته از یونکیلیا‌ها به اتاق آورد تا آن را روشن کند.

the jonquilla's long, slender leaves swayed gently in the breeze.

برگ‌های بلند و نازک یونکیلیا در باد لرزید.

he collected several jonquilla varieties for his garden.

او چند نوع یونکیلیا را برای گلستان خود جمع آوری کرد.

the jonquilla's cheerful appearance always lifts my spirits.

وجود خوشحال یونکیلیا همیشه روح من را بالا می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید