joviality

[ایالات متحده]/ˌdʒəuvi'æləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا شخصیت شاد و دوستانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

full of joviality

پر از خوشحالی

spread joviality

گسترش خوشحالی

radiate joviality

تابش شادی

جملات نمونه

There is no joviality to the Premiership panto season.

در فصل نمایش‌های تئاتر حرفه‌ای، هیچ نشاطی وجود ندارد.

We had gone from good humor to bellicosity back to joviality in five hours.

ما از روحیه خوب به پرخاشگری و دوباره به خوشحالی در طول پنج ساعت رفته بودیم.

He exuded joviality wherever he went.

هر جا که می‌رفت، نشاط از او ساطع می‌شد.

The party was filled with joviality and laughter.

مهمانی پر از نشاط و خنده بود.

Her joviality was contagious, spreading joy to everyone around her.

نشاط او مسری بود و شادی را به همه اطرافش می‌رساند.

The joviality in the air lifted everyone's spirits.

نشاط موجود در هوا، روحیه همه را بالا برد.

His joviality was a welcome change from the usual seriousness of the office.

نشاط او یک تغییر دلپذیر از جدیت معمول دفتر بود.

The joviality of the holiday season put everyone in a festive mood.

نشاط فصل تعطیلات، همه را در حال و هوای جشن قرار داد.

Despite the challenges, she faced them with joviality and optimism.

با وجود چالش‌ها، او با نشاط و خوش‌بینی با آن‌ها روبرو شد.

The team's joviality was evident in their playful banter during meetings.

نشاط تیم در شوخی‌های بازیگوشانه آن‌ها در طول جلسات آشکار بود.

His joviality made him a favorite among his colleagues.

نشاط او باعث شد که در بین همکارانش محبوب باشد.

The children's joviality was contagious, spreading joy to everyone in the room.

نشاط کودکان مسری بود و شادی را به همه در اتاق می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید