merry Christmas
کریسمس مبارک
merry-go-round
چرخ و فلک
merry mood
حالت شاد
merry laughter
خنده های شاد
merry celebration
جشن شاد
merry-making
سرگرمیهای شاد
be merry
شاد باشید
merry holiday
تعطیلات شاد
make merry
شاد بودن
merry chrismas
کریسمس شاد
a peal of merry laughter.
رشدی از خنده های شاد
a merry-go-round of parties.
گرداب شادی از مهمانیها
I wish you a merry Christmas.
کریسمس شاد برای شما آرزو میکنم.
the football management merry-go-round.
چرخشهای مدیریتی فوتبال
make merry; make free.
شاد باشید؛ آزاد باشید.
children riding the merry-go-round
کودکانی که سوار چرخ و فلک هستند
2. as merry as a cricket/grig.
2. به شاد و خندان مانند یک کریکت/گریگ.
A merry Christmas to you!
کریسمس شاد برای شما!
a merry expression on her face
عبورتی شاد بر چهرهاش
We joined the merry crowd.
ما به جمعیت شاد پیوستیم.
the narrow streets were dense with merry throngs of students.
خیابان های باریک مملو از جمعیت شاد دانش آموزان بود.
he wished me a merry Christmas.
او کریسمس شاد برای من آرزو کرد.
These storms play merry hell with our TV reception.
این طوفانها باعث ایجاد دردسر زیادی برای دریافت تلویزیون ما میشوند.
Merry!Strip got marled in 1978.
مری! استریپ در سال 1978 ازدواج کرد.
They were making merry with feasting and wine.
آنها با جشن و شراب خوشگذران بودند.
merry Christmas
کریسمس مبارک
merry-go-round
چرخ و فلک
merry mood
حالت شاد
merry laughter
خنده های شاد
merry celebration
جشن شاد
merry-making
سرگرمیهای شاد
be merry
شاد باشید
merry holiday
تعطیلات شاد
make merry
شاد بودن
merry chrismas
کریسمس شاد
a peal of merry laughter.
رشدی از خنده های شاد
a merry-go-round of parties.
گرداب شادی از مهمانیها
I wish you a merry Christmas.
کریسمس شاد برای شما آرزو میکنم.
the football management merry-go-round.
چرخشهای مدیریتی فوتبال
make merry; make free.
شاد باشید؛ آزاد باشید.
children riding the merry-go-round
کودکانی که سوار چرخ و فلک هستند
2. as merry as a cricket/grig.
2. به شاد و خندان مانند یک کریکت/گریگ.
A merry Christmas to you!
کریسمس شاد برای شما!
a merry expression on her face
عبورتی شاد بر چهرهاش
We joined the merry crowd.
ما به جمعیت شاد پیوستیم.
the narrow streets were dense with merry throngs of students.
خیابان های باریک مملو از جمعیت شاد دانش آموزان بود.
he wished me a merry Christmas.
او کریسمس شاد برای من آرزو کرد.
These storms play merry hell with our TV reception.
این طوفانها باعث ایجاد دردسر زیادی برای دریافت تلویزیون ما میشوند.
Merry!Strip got marled in 1978.
مری! استریپ در سال 1978 ازدواج کرد.
They were making merry with feasting and wine.
آنها با جشن و شراب خوشگذران بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید