judgeable

[ایالات متحده]/[ˈdʒʌdʒəbl]/
[بریتانیا]/[ˈdʒʌdʒəbl]/

ترجمه

adj. قابل قضاوت بودن؛ مناسب برای قضاوت؛ مورد قضاوت قرار گرفتن؛ باز به ارزیابی.

عبارات و ترکیب‌ها

judgeable conduct

رفتار قابل قضاوت

is judgeable

قابل قضاوت است

highly judgeable

بسیار قابل قضاوت

seemingly judgeable

به نظر می‌رسد قابل قضاوت باشد

being judgeable

بودن قابل قضاوت

find judgeable

پیدا کردن قابل قضاوت

potentially judgeable

پتانسیل قابل قضاوت دارد

easily judgeable

به راحتی قابل قضاوت

was judgeable

قبلًا قابل قضاوت بود

جملات نمونه

the performance was not judgeable based on the given criteria.

ارزیابی این عملکرد بر اساس معیارهای داده شده امکان پذیر نبود.

it's difficult to say if the outcome was truly judgeable.

دشوار است بگوییم نتیجه واقعا قابل ارزیابی بوده است.

the essay's quality was initially not judgeable due to its length.

کیفیت مقاله در ابتدا به دلیل طول آن قابل ارزیابی نبود.

the situation wasn't judgeable without more information.

وضعیت بدون اطلاعات بیشتر قابل ارزیابی نبود.

is the artwork inherently judgeable, or is it purely subjective?

آیا اثر هنری به طور ذاتی قابل ارزیابی است یا به طور کامل ذاتی است؟

the code's efficiency isn't easily judgeable without testing.

کارایی کد بدون تست به راحتی قابل ارزیابی نیست.

the project's success is not immediately judgeable.

موفقیت پروژه به طور فوری قابل ارزیابی نیست.

the candidate's suitability was initially not judgeable.

مناسب بودن نامزد در ابتدا قابل ارزیابی نبود.

the design's usability wasn't readily judgeable.

کارایی طراحی به سادگی قابل ارزیابی نبود.

the plan's feasibility wasn't immediately judgeable.

قابلیت اجرا در طرح به طور فوری قابل ارزیابی نبود.

the evidence presented was not entirely judgeable.

دلایل ارائه شده به طور کامل قابل ارزیابی نبودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید