junkie

[ایالات متحده]/'dʒʌŋkɪ/
[بریتانیا]/ˈdʒʌŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [عامیانه، ایالات متحده] یک معتاد به مواد مخدر؛ شخصی که به مواد مضر اعتیاد دارد؛ یک فروشنده اقلام دور ریخته شده.
Word Forms
جمعjunkies

جملات نمونه

I've broken away from that whole junkie crowd.

من از آن جمعیتی که اعتیاد داشتند جدا شده ام.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید