jurist

[ایالات متحده]/'dʒʊərɪst/
[بریتانیا]/'dʒʊrɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشمند حقوقی
شخصی که اصول و نظریه‌های حقوقی را مطالعه می‌کند.
Word Forms
جمعjurists

جملات نمونه

The jurist analyzed the legal implications of the case.

حقوقدان پیامدهای قانونی پرونده را تجزیه و تحلیل کرد.

The renowned jurist delivered a compelling argument in court.

حقوقدان مشهور یک استدلال قانع‌کننده در دادگاه ارائه داد.

The young jurist is known for his expertise in constitutional law.

حقوقدان جوان به دلیل تخصصش در قانون اساسی شناخته شده است.

The jurist's opinion carries weight in the legal community.

نظر حقوقدان در جامعه حقوقی وزن دارد.

The jurist was appointed as a judge in the Supreme Court.

حقوقدان به عنوان قاضی در دیوان عالی منصوب شد.

Legal scholars often seek the insights of experienced jurists.

محققان حقوقی اغلب به دنبال دیدگاه‌های حقوقدانان با تجربه هستند.

The jurist's interpretation of the law was widely debated.

تفسیر قانون توسط حقوقدان به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت.

The jurist's decision set a precedent for future cases.

تصمیم حقوقدان برای پرونده‌های آینده یک الگوی قضایی تعیین کرد.

Jurists play a crucial role in shaping legal systems.

حقوقدانان نقش مهمی در شکل‌دهی به سیستم‌های حقوقی ایفا می‌کنند.

The jurist's legal expertise is highly respected by colleagues.

تخصص حقوقی حقوقدان به شدت مورد احترام همکاران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید