| صفت یا فعل حال استمراری | kennelling |
| زمان گذشته | kennelled |
| قسمت سوم فعل | kennelled |
| جمع | kennels |
| شکل سوم شخص مفرد | kennels |
dog kennel
حیاط سگ
boarding kennel
پانسیون سگ
kennel cough
سرفه کنلی
kennel club
باشگاه سگپروری
kennel a dog for a day
سگ را به مدت یک روز در Kennel نگه دارید
local kennels are full to bursting point.
حیوانات خانگی محلی تا حد سرریز شدن پر هستند.
He left his dog in a kennels when he went on holiday.
او سگ خود را در یک پانسیون در زمانی که به تعطیلات رفت، رها کرد.
When was the last time you cleaned the dog kennel? It stinks to high heaven.
آخرین باری که سگخانهای را تمیز کردید چه زمانی بود؟ بوی بسیار بدی میدهد.
Marriage might...and would...stultify my mental processes.I'm not properly pivoted that way...and so must I be chained in a kennel like a monk?
ازدواج ممکن است...و قطعاً...فرآیندهای ذهنی من را کند کند. من به درستی به این شکل متمایل نیستم...پس من هم باید مانند یک راهب در یک سگخونه زنجیر شوم؟
The kennel is filled with barking dogs.
سگخونه پر از سگهای پارسکننده است.
She runs a successful kennel business.
او یک کسب و کار موفق در زمینه پانسیون حیوانات دارد.
The kennel provides boarding services for pets.
این سگخونه خدمات نگهداری حیوانات خانگی را ارائه میدهد.
The kennel owner takes good care of all the animals.
صاحب سگخونه از همه حیوانات به خوبی مراقبت میکند.
The kennel is located in a quiet countryside.
این سگخونه در یک روستای آرام واقع شده است.
The kennel staff feed the dogs twice a day.
کارکنان سگخونه دوبار در روز به سگها غذا میدهند.
The kennel has separate areas for small and large dogs.
این سگخونه دارای مناطق جداگانه برای سگهای کوچک و بزرگ است.
She volunteers at the local animal kennel.
او به طور داوطلبانه در سگخونه حیوانات محلی فعالیت میکند.
The kennel is well-equipped with heating and cooling systems.
این سگخونه به خوبی با سیستمهای گرمایش و سرمایش مجهز شده است.
The kennel manager ensures that all dogs are exercised daily.
مدیر سگخونه اطمینان حاصل میکند که همه سگها به طور روزانه ورزش میکنند.
It is. It's a kennel for birds.
این یک جایگاه برای پرندگان است.
منبع: Modern Family Season 6Duggee...was it in the kennel all this time?
آیا او تمام این مدت در جایگاه بود؟
منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)It's very hard to kennel them.
بسیار سخت است که آنها را در جایگاه نگه دارید.
منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)If you kick up any more row, I'll open the kennels and let out forty-three dogs upon you.
اگر سر و صدا بیشتری راه بیندازی، جایگاه ها را باز می کنم و چهل و سه سگ را به سمت شما آزاد می کنم.
منبع: The Sign of the FourRobb, she knew, the moment she heard the kennels erupt.
رب، او در لحظه ای که صدای خروش جایگاه ها را شنید، فهمید.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)Her kennel is in the nursery and she is a wonderful nanny.
جایگاه او در اتاق بچه ها است و او یک پرستار بچه فوق العاده است.
منبع: Peter PanWendy and John had been taken aback somewhat at finding their father in the kennel.
وندی و جان کمی شوکه شدند وقتی پدرشان را در جایگاه دیدند.
منبع: Peter Pan" I say, " cried John, " the kennel" ! and he dashed across to look into it.
« من می گویم، » جان فریاد زد، « جایگاه! » و با سرعت به سمت آن دوید تا نگاهی به آن بیاندازد.
منبع: Peter PanThese places are usually called " kennels" (kennels).
این مکان ها معمولاً "جایگاه" (جایگاه) نامیده می شوند.
منبع: 2016 ESLPodWhat's more, we will no longer require animals to be kept in the kennels while they're travelling with us.
علاوه بر این، دیگر نیازی نیست حیوانات در طول سفر با ما در جایگاه ها نگهداری شوند.
منبع: Festival Comprehensive Recorddog kennel
حیاط سگ
boarding kennel
پانسیون سگ
kennel cough
سرفه کنلی
kennel club
باشگاه سگپروری
kennel a dog for a day
سگ را به مدت یک روز در Kennel نگه دارید
local kennels are full to bursting point.
حیوانات خانگی محلی تا حد سرریز شدن پر هستند.
He left his dog in a kennels when he went on holiday.
او سگ خود را در یک پانسیون در زمانی که به تعطیلات رفت، رها کرد.
When was the last time you cleaned the dog kennel? It stinks to high heaven.
آخرین باری که سگخانهای را تمیز کردید چه زمانی بود؟ بوی بسیار بدی میدهد.
Marriage might...and would...stultify my mental processes.I'm not properly pivoted that way...and so must I be chained in a kennel like a monk?
ازدواج ممکن است...و قطعاً...فرآیندهای ذهنی من را کند کند. من به درستی به این شکل متمایل نیستم...پس من هم باید مانند یک راهب در یک سگخونه زنجیر شوم؟
The kennel is filled with barking dogs.
سگخونه پر از سگهای پارسکننده است.
She runs a successful kennel business.
او یک کسب و کار موفق در زمینه پانسیون حیوانات دارد.
The kennel provides boarding services for pets.
این سگخونه خدمات نگهداری حیوانات خانگی را ارائه میدهد.
The kennel owner takes good care of all the animals.
صاحب سگخونه از همه حیوانات به خوبی مراقبت میکند.
The kennel is located in a quiet countryside.
این سگخونه در یک روستای آرام واقع شده است.
The kennel staff feed the dogs twice a day.
کارکنان سگخونه دوبار در روز به سگها غذا میدهند.
The kennel has separate areas for small and large dogs.
این سگخونه دارای مناطق جداگانه برای سگهای کوچک و بزرگ است.
She volunteers at the local animal kennel.
او به طور داوطلبانه در سگخونه حیوانات محلی فعالیت میکند.
The kennel is well-equipped with heating and cooling systems.
این سگخونه به خوبی با سیستمهای گرمایش و سرمایش مجهز شده است.
The kennel manager ensures that all dogs are exercised daily.
مدیر سگخونه اطمینان حاصل میکند که همه سگها به طور روزانه ورزش میکنند.
It is. It's a kennel for birds.
این یک جایگاه برای پرندگان است.
منبع: Modern Family Season 6Duggee...was it in the kennel all this time?
آیا او تمام این مدت در جایگاه بود؟
منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)It's very hard to kennel them.
بسیار سخت است که آنها را در جایگاه نگه دارید.
منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)If you kick up any more row, I'll open the kennels and let out forty-three dogs upon you.
اگر سر و صدا بیشتری راه بیندازی، جایگاه ها را باز می کنم و چهل و سه سگ را به سمت شما آزاد می کنم.
منبع: The Sign of the FourRobb, she knew, the moment she heard the kennels erupt.
رب، او در لحظه ای که صدای خروش جایگاه ها را شنید، فهمید.
منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)Her kennel is in the nursery and she is a wonderful nanny.
جایگاه او در اتاق بچه ها است و او یک پرستار بچه فوق العاده است.
منبع: Peter PanWendy and John had been taken aback somewhat at finding their father in the kennel.
وندی و جان کمی شوکه شدند وقتی پدرشان را در جایگاه دیدند.
منبع: Peter Pan" I say, " cried John, " the kennel" ! and he dashed across to look into it.
« من می گویم، » جان فریاد زد، « جایگاه! » و با سرعت به سمت آن دوید تا نگاهی به آن بیاندازد.
منبع: Peter PanThese places are usually called " kennels" (kennels).
این مکان ها معمولاً "جایگاه" (جایگاه) نامیده می شوند.
منبع: 2016 ESLPodWhat's more, we will no longer require animals to be kept in the kennels while they're travelling with us.
علاوه بر این، دیگر نیازی نیست حیوانات در طول سفر با ما در جایگاه ها نگهداری شوند.
منبع: Festival Comprehensive Recordلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید