kindnesses

[ایالات متحده]/ˈkaɪndnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkaɪndnəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت دوستانه، سخاوتمندانه و با ملاحظه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

show kindnesses

نشان دادن مهربانی‌ها

extend kindnesses

گسترش مهربانی‌ها

act of kindnesses

عمل مهربانی‌ها

random kindnesses

مهربانی‌های تصادفی

small kindnesses

مهربانی‌های کوچک

kindnesses matter

مهربانی‌ها مهم هستند

kindnesses count

مهربانی‌ها مهم هستند

kindnesses shared

مهربانی‌هایی که به اشتراک گذاشته می‌شوند

kindnesses received

مهربانی‌هایی که دریافت می‌شوند

kindnesses given

مهربانی‌هایی که اهدا می‌شوند

جملات نمونه

she showed her kindnesses to everyone in need.

او مهربانی‌های خود را به همه نیازمندان نشان داد.

his kindnesses were appreciated by the whole community.

مهربانی‌های او توسط کل جامعه مورد قدردانی قرار گرفت.

it's important to recognize the kindnesses of others.

تشخیص مهربانی‌های دیگران مهم است.

they often return kindnesses with generosity.

آنها اغلب با سخاوت به مهربانی‌ها پاسخ می‌دهند.

acts of kindnesses can brighten someone's day.

اقدامات مهربانی می‌توانند روز یک نفر را روشن کنند.

her kindnesses towards animals are well-known.

مهربانی‌های او با حیوانات به خوبی شناخته شده است.

we should all strive to perform small kindnesses daily.

ما باید همه تلاش کنیم تا هر روز مهربانی‌های کوچک انجام دهیم.

his kindnesses are a reflection of his character.

مهربانی‌های او بازتابی از شخصیت او هستند.

they learned the importance of kindnesses from a young age.

آنها اهمیت مهربانی‌ها را از سنین پایین آموختند.

kindnesses can create a positive ripple effect in society.

مهربانی‌ها می‌توانند یک اثر مثبت در جامعه ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید