heartlessness

[ایالات متحده]/[ˈhɑːt.lɪs.nəs]/
[بریتانیا]/[ˈhɑːrt.lɪs.nəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فقدان احساس یا شفقت؛ بی‌تفاوتی؛ عدم وجود همدلی یا مهربانی.
adj. نشان دادن یا مشخص شدن با فقدان احساس یا شفقت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

show heartlessness

نشان دادن بی‌رحمی

pure heartlessness

بی‌رحمی محض

displaying heartlessness

نشان دادن بی‌رحمی

avoid heartlessness

از بی‌رحمی اجتناب کنید

with heartlessness

با بی‌رحمی

acts of heartlessness

اقدامات بی‌رحمانه

extreme heartlessness

بی‌رحمی شدید

source of heartlessness

منبع بی‌رحمی

example of heartlessness

نمونه‌ای از بی‌رحمی

filled with heartlessness

پر از بی‌رحمی

جملات نمونه

the company's decision to lay off hundreds of employees revealed a shocking level of heartlessness.

تصمیم شرکت برای اخراج صدها کارمند، نشان دهنده سطحی تکان‌دهنده از بی‌رحمی بود.

his heartlessness towards his elderly mother was truly appalling.

بی‌رحمی او نسبت به مادر پیرش واقعاً وحشتناک بود.

she accused him of heartlessness for not offering any help during the crisis.

او او را به بی‌رحمی متهم کرد به این دلیل که در طول بحران هیچ کمکی نکرد.

the politician's heartless remarks about the struggling families sparked outrage.

اظهارات بی‌رحمانه سیاستمدار در مورد خانواده‌های در حال دست و پا زدن، خشم عمومی را برانگیخت.

despite their pleas, the landlord showed no heartlessness in evicting them.

با وجود درخواست‌هایشان، موجر هیچ بی‌رحمی در اخراج آن‌ها نشان نداد.

the heartlessness of the system left many vulnerable people without support.

بی‌رحمی سیستم باعث شد بسیاری از افراد آسیب‌پذیر بدون حمایت باقی بمانند.

we were shocked by the heartlessness of the scammers targeting the elderly.

ما از بی‌رحمی کلاهبرداران که افراد مسن را هدف قرار می‌دادند، شوکه شدیم.

the heartlessness of abandoning a pet is a sign of a lack of compassion.

بی‌رحمی رها کردن یک حیوان خانگی نشانه‌ای از فقدان شفقت است.

the news report highlighted the heartlessness of the situation.

گزارش خبری بی‌رحمی وضعیت را برجسته کرد.

it was a display of pure heartlessness to laugh at their misfortune.

خندیدن به بدبختی آن‌ها نشانه‌ای از بی‌رحمی محض بود.

the heartlessness of the corporation was evident in their refusal to negotiate.

بی‌رحمی شرکت در امتناع آن‌ها از مذاکره آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید