| جمع | knucklebones |
knucklebone game
بازی استخوان دست
knucklebone dice
تاس استخوان دست
knucklebone charm
جذابیت استخوان دست
knucklebone art
هنر استخوان دست
knucklebone relic
اثر باستانی استخوان دست
knucklebone pattern
الگوی استخوان دست
knucklebone symbol
نماد استخوان دست
knucklebone necklace
گردنبند استخوان دست
knucklebone sculpture
مجسمه استخوان دست
knucklebone artifact
اشیای باستانی استخوان دست
he rolled the knucklebone to see who would go first.
او برای تعیین اینکه چه کسی اول باشد، استخوان مچ دست را انداخت.
in ancient times, children played games with knucklebones.
در زمانهای قدیم، کودکان با استخوانهای مچ دست بازی میکردند.
the knucklebone is often used in traditional divination.
استخوان مچ دست اغلب در پیشگویی سنتی استفاده میشود.
she found a knucklebone while digging in the garden.
او در حین کندن باغ، یک استخوان مچ دست پیدا کرد.
knucklebones were popular toys in many cultures.
استخوانهای مچ دست در بسیاری از فرهنگها اسباببازیهای محبوبی بودند.
he kept a collection of antique knucklebones.
او مجموعهای از استخوانهای مچ دست عتیقه جمعآوری کرد.
the game of knucklebones requires skill and luck.
بازی استخوان مچ دست به مهارت و شانس نیاز دارد.
she explained the rules of knucklebones to the newcomers.
او قوانین استخوان مچ دست را به تازهواردها توضیح داد.
they used knucklebones as a form of currency in the past.
آنها در گذشته از استخوانهای مچ دست به عنوان یک شکل پول استفاده میکردند.
the children laughed as they played with their knucklebones.
کودکان در حالی که با استخوانهای مچ دست خود بازی میکردند، خندیدند.
knucklebone game
بازی استخوان دست
knucklebone dice
تاس استخوان دست
knucklebone charm
جذابیت استخوان دست
knucklebone art
هنر استخوان دست
knucklebone relic
اثر باستانی استخوان دست
knucklebone pattern
الگوی استخوان دست
knucklebone symbol
نماد استخوان دست
knucklebone necklace
گردنبند استخوان دست
knucklebone sculpture
مجسمه استخوان دست
knucklebone artifact
اشیای باستانی استخوان دست
he rolled the knucklebone to see who would go first.
او برای تعیین اینکه چه کسی اول باشد، استخوان مچ دست را انداخت.
in ancient times, children played games with knucklebones.
در زمانهای قدیم، کودکان با استخوانهای مچ دست بازی میکردند.
the knucklebone is often used in traditional divination.
استخوان مچ دست اغلب در پیشگویی سنتی استفاده میشود.
she found a knucklebone while digging in the garden.
او در حین کندن باغ، یک استخوان مچ دست پیدا کرد.
knucklebones were popular toys in many cultures.
استخوانهای مچ دست در بسیاری از فرهنگها اسباببازیهای محبوبی بودند.
he kept a collection of antique knucklebones.
او مجموعهای از استخوانهای مچ دست عتیقه جمعآوری کرد.
the game of knucklebones requires skill and luck.
بازی استخوان مچ دست به مهارت و شانس نیاز دارد.
she explained the rules of knucklebones to the newcomers.
او قوانین استخوان مچ دست را به تازهواردها توضیح داد.
they used knucklebones as a form of currency in the past.
آنها در گذشته از استخوانهای مچ دست به عنوان یک شکل پول استفاده میکردند.
the children laughed as they played with their knucklebones.
کودکان در حالی که با استخوانهای مچ دست خود بازی میکردند، خندیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید