lahars

[ایالات متحده]/ləˈhɑː/
[بریتانیا]/ləˈhɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی جريان گل آتش فشانی

عبارات و ترکیب‌ها

lahar flow

جریان لاهار

lahar hazard

خطر لاهار

lahar deposits

رسوبات لاهار

lahar warning

هشدار لاهار

lahar events

رویدادهای لاهار

lahar monitoring

نظارت بر لاهار

lahar risk

ریسک لاهار

lahar mitigation

کاهش خطر لاهار

lahar management

مدیریت لاهار

lahar simulation

شبیه سازی لاهار

جملات نمونه

lahars can occur after heavy rainfall.

گِل‌فروشی‌ها می‌توانند پس از بارش شدید رخ دهند.

the town was devastated by a lahar last year.

شهر سال گذشته دچار آسیب جدی ناشی از گِل‌فروشی شد.

scientists monitor lahar activity near volcanoes.

دانشمندان فعالیت گِل‌فروشی‌ها را در نزدیکی آتشفشان‌ها رصد می‌کنند.

residents were evacuated due to the risk of a lahar.

به دلیل خطر گِل‌فروشی، ساکنان تخلیه شدند.

a lahar can travel quickly down a river valley.

گِل‌فروشی می‌تواند به سرعت در امتداد یک دره رودخانه حرکت کند.

understanding lahar formation is crucial for safety.

درک نحوه تشکیل گِل‌فروشی برای ایمنی بسیار مهم است.

emergency plans include lahar warnings for communities.

برنامه‌های اضطراری شامل هشدارهای گِل‌فروشی برای جوامع می‌شود.

lahars can carry large boulders and debris.

گِل‌فروشی‌ها می‌توانند سنگ‌های بزرگ و آوار را حمل کنند.

after the eruption, lahars altered the landscape.

پس از فوران، گِل‌فروشی‌ها چشم‌انداز را تغییر دادند.

monitoring systems help predict potential lahar events.

سیستم‌های رصد به پیش‌بینی رویدادهای احتمالی گِل‌فروشی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید