lamenters gather
گرایشگران در جمع میآیند
silent lamenters
گرایشگران خاموش
were lamenters
گرایشگران بودند
lamenters' plight
درد گرایشگران
becoming lamenters
در حال شدن گرایشگر
lamenters' voices
صوت گرایشگران
lamenter's sorrow
غم گرایشگر
future lamenters
گرایشگران آینده
the chronic lamenters dominated the conversation with their complaints.
این افراد ناامید کننده که همیشه شکایت می کردند، در گفتگو حاکم شدند.
we became weary of the constant lamenters and their negativity.
ما از این افراد ناامید کننده و منفیت آنها خسته شدیم.
the team's lamenters focused on what went wrong, not what went right.
ناامید کننده های تیم روی آنچه اشتباه بود، نه آنچه درست بود تمرکز داشتند.
he was surrounded by lamenters, each with a tale of woe.
او توسط ناامید کننده ها احاطه شده بود، هر کدام داستانی از ناامیدی داشتند.
the project's failure brought forth a chorus of lamenters.
کنار گذاشتن پروژه یک گروه از ناامید کننده ها را به دنبال داشت.
she tried to ignore the lamenters and focus on solutions.
او سعی کرد ناامید کننده ها را نادیده گرفته و روی راه حل ها تمرکز کند.
the company faced a barrage of criticism from the lamenters online.
شرکت با حمله ای از انتقادات از سوی ناامید کننده ها در اینترنت مواجه شد.
the political lamenters blamed the previous administration for everything.
ناامید کننده های سیاسی هر چیز را به دولت قبلی متهم می کردند.
despite the setback, the team avoided becoming lamenters.
با وجود این بازدهی، تیم از شدن به ناامید کننده ها پرهیز کرد.
the manager gently rebuked the group of constant lamenters.
مدیر به گروهی از ناامید کننده های دائمی به دوستی تذکر داد.
the lamenters’ negativity affected the team’s morale.
منفیت ناامید کننده ها روحیه تیم را تحت تأثیر قرار داد.
lamenters gather
گرایشگران در جمع میآیند
silent lamenters
گرایشگران خاموش
were lamenters
گرایشگران بودند
lamenters' plight
درد گرایشگران
becoming lamenters
در حال شدن گرایشگر
lamenters' voices
صوت گرایشگران
lamenter's sorrow
غم گرایشگر
future lamenters
گرایشگران آینده
the chronic lamenters dominated the conversation with their complaints.
این افراد ناامید کننده که همیشه شکایت می کردند، در گفتگو حاکم شدند.
we became weary of the constant lamenters and their negativity.
ما از این افراد ناامید کننده و منفیت آنها خسته شدیم.
the team's lamenters focused on what went wrong, not what went right.
ناامید کننده های تیم روی آنچه اشتباه بود، نه آنچه درست بود تمرکز داشتند.
he was surrounded by lamenters, each with a tale of woe.
او توسط ناامید کننده ها احاطه شده بود، هر کدام داستانی از ناامیدی داشتند.
the project's failure brought forth a chorus of lamenters.
کنار گذاشتن پروژه یک گروه از ناامید کننده ها را به دنبال داشت.
she tried to ignore the lamenters and focus on solutions.
او سعی کرد ناامید کننده ها را نادیده گرفته و روی راه حل ها تمرکز کند.
the company faced a barrage of criticism from the lamenters online.
شرکت با حمله ای از انتقادات از سوی ناامید کننده ها در اینترنت مواجه شد.
the political lamenters blamed the previous administration for everything.
ناامید کننده های سیاسی هر چیز را به دولت قبلی متهم می کردند.
despite the setback, the team avoided becoming lamenters.
با وجود این بازدهی، تیم از شدن به ناامید کننده ها پرهیز کرد.
the manager gently rebuked the group of constant lamenters.
مدیر به گروهی از ناامید کننده های دائمی به دوستی تذکر داد.
the lamenters’ negativity affected the team’s morale.
منفیت ناامید کننده ها روحیه تیم را تحت تأثیر قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید