lassos them
آنها را با کابل میکشد
lassoing cattle
گوسفندان را با کابل میکشد
lassos expertly
بهطور حرفهای با کابل میکشد
lassos swung
کابلهای میانریز
lassos quickly
سریع با کابل میکشد
lassos around
در اطراف با کابل میکشد
lassos tight
کابلهای تنگ
lassoing horses
اسبها را با کابل میکشد
lassos spinning
کابلهای چرخان
lassos skillfully
بهطور ماهرانه با کابل میکشد
the cowboy skillfully threw his lassos to rope the cattle.
گاوها را با استفاده از کابلهای خود به خوبی اسکایی کرد.
she practiced her lassos, hoping to win the rodeo competition.
او کابلهای خود را تمرین میکرد با امید به برنده شدن در مسابقه رودو.
he bought new lassos made of nylon for greater strength.
او کابلهای جدیدی از نایلون خرید تا قویتر باشند.
the museum displayed antique lassos used by ranchers in the west.
موزه کابلهای باستانی را نمایش داد که توسط مالکان زمین در غرب استفاده میشدند.
rodeo performers often use lassos to demonstrate their skills.
بازیگران رودو اغلب از کابلها برای نشان دادن مهارتهایشان استفاده میکنند.
the children watched in amazement as the performer spun his lassos.
کودکان با شگفتی نگاه میکردند وقتی بازیگر کابلهایش را میچرخانید.
he tightened his lassos before heading out to round up the horses.
او کابلهایش را تنگ کرد قبل از اینکه به دنبال گرد کردن اسبها بروید.
the old rancher taught his grandson how to swing lassos properly.
رancher قدیمی به پوهنامهاش یاد داد که چگونه به درستی کابلها را میچرخاند.
she carefully wound her lassos around the saddle horn.
او با دقت کابلهایش را حول گردن سواره میچرخاند.
the team worked together to throw their lassos and secure the calf.
تیم با هم کار کردند تا کابلهایشان را بیندازند و گوسفید را امن کنند.
he checked the condition of his lassos before the competition began.
او وضعیت کابلهایش را قبل از شروع مسابقه بررسی کرد.
lassos them
آنها را با کابل میکشد
lassoing cattle
گوسفندان را با کابل میکشد
lassos expertly
بهطور حرفهای با کابل میکشد
lassos swung
کابلهای میانریز
lassos quickly
سریع با کابل میکشد
lassos around
در اطراف با کابل میکشد
lassos tight
کابلهای تنگ
lassoing horses
اسبها را با کابل میکشد
lassos spinning
کابلهای چرخان
lassos skillfully
بهطور ماهرانه با کابل میکشد
the cowboy skillfully threw his lassos to rope the cattle.
گاوها را با استفاده از کابلهای خود به خوبی اسکایی کرد.
she practiced her lassos, hoping to win the rodeo competition.
او کابلهای خود را تمرین میکرد با امید به برنده شدن در مسابقه رودو.
he bought new lassos made of nylon for greater strength.
او کابلهای جدیدی از نایلون خرید تا قویتر باشند.
the museum displayed antique lassos used by ranchers in the west.
موزه کابلهای باستانی را نمایش داد که توسط مالکان زمین در غرب استفاده میشدند.
rodeo performers often use lassos to demonstrate their skills.
بازیگران رودو اغلب از کابلها برای نشان دادن مهارتهایشان استفاده میکنند.
the children watched in amazement as the performer spun his lassos.
کودکان با شگفتی نگاه میکردند وقتی بازیگر کابلهایش را میچرخانید.
he tightened his lassos before heading out to round up the horses.
او کابلهایش را تنگ کرد قبل از اینکه به دنبال گرد کردن اسبها بروید.
the old rancher taught his grandson how to swing lassos properly.
رancher قدیمی به پوهنامهاش یاد داد که چگونه به درستی کابلها را میچرخاند.
she carefully wound her lassos around the saddle horn.
او با دقت کابلهایش را حول گردن سواره میچرخاند.
the team worked together to throw their lassos and secure the calf.
تیم با هم کار کردند تا کابلهایشان را بیندازند و گوسفید را امن کنند.
he checked the condition of his lassos before the competition began.
او وضعیت کابلهایش را قبل از شروع مسابقه بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید