wrangler

[ایالات متحده]/'ræŋglə/
[بریتانیا]/'ræŋɡlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناظره‌کننده؛ بحث‌کننده؛ چوپان
Word Forms
جمعwranglers

عبارات و ترکیب‌ها

cattle wrangler

چرانه‌گر دام

jeep wrangler

راننده جیپ

جملات نمونه

a wrangler of wild horses

یک مهارکننده اسب‌های وحشی

wrangler jeans are a popular choice among cowboys

شلوار wrangler یک انتخاب محبوب در بین کابوی ها است

the wrangler guided the cattle through the field

مهارکننده گاوها را از میان مزرعه هدایت کرد

wrangler boots are essential for working on a ranch

چکمه‌های wrangler برای کار در مزرعه ضروری هستند

the wrangler rounded up the stray sheep

مهارکننده گوسفندان سرگردان را جمع کرد

wrangler vehicles are known for their off-road capabilities

خودروهای wrangler به دلیل توانایی های آفرود خود شناخته شده اند

the wrangler demonstrated expert lasso skills

مهارکننده مهارت های lasso تخصصی را نشان داد

wrangler hats provide protection from the sun

کلاه های wrangler از شما در برابر نور خورشید محافظت می کنند

the wrangler inspected the corral for any loose boards

مهارکننده برای بررسی وجود هرگونه تخته شل، حصار را بررسی کرد

wrangler gloves are designed for durability and grip

دستکش های wrangler برای دوام و چسبندگی طراحی شده اند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید