laundered

[ایالات متحده]/ˈlɔːndəd/
[بریتانیا]/ˈlɔːndərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شستن (لباس‌ها، و غیره)، اتو کردن (لباس‌ها، و غیره)؛ پنهان کردن درآمد غیرقانونی، آن را قانونی جلوه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

laundered money

پولشویی

laundered clothes

لباس‌های شسته شده

laundered linens

ملس‌های شسته شده

laundered cash

پول نقد شسته شده

laundered items

وسایل شسته شده

laundered documents

مدارک شسته شده

laundered reputation

شهرت شسته شده

laundered profits

سودهای شسته شده

laundered assets

دارایی‌های شسته شده

laundered funds

صندوق‌های شسته شده

جملات نمونه

the money was laundered through various businesses.

پول از طریق مشاغل مختلفی پولشویی شد.

he was accused of laundering drug money.

اتهام پولشویی مواد مخدر به او وارد شد.

the authorities are cracking down on laundered funds.

مقامات در حال مقابله با وجوه پولشویی هستند.

she laundered her reputation after the scandal.

او پس از رسوایی، شهرت خود را پولشویی کرد.

they used offshore accounts to launder the money.

آنها از حساب‌های خارج‌ساحل برای پولشویی پول استفاده کردند.

the investigation revealed a network of laundered assets.

تحقیقات یک شبکه دارایی‌های پولشویی را نشان داد.

he tried to launder his earnings from illegal activities.

او سعی کرد درآمد خود را از فعالیت‌های غیرقانونی پولشویی کند.

laundered money often ends up in legitimate businesses.

پولشویی اغلب در مشاغل قانونی فرود می‌آید.

they were caught laundering money through fake charities.

آنها در حال پولشویی از طریق خیریه‌های جعلی دستگیر شدند.

law enforcement agencies are trained to detect laundered money.

سازمان‌های مجری قانون برای شناسایی پولشویی آموزش دیده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید