lawman

[ایالات متحده]/ˈlɔːmən/
[بریتانیا]/ˈlɔːmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک افسر اجرای قانون، مانند افسر پلیس
Word Forms
جمعlawmen

عبارات و ترکیب‌ها

lawman on duty

وظیفه‌شناس

lawman in town

مامور در شهر

lawman at work

مامور در حال کار

lawman with badge

مامور با نشان

lawman in charge

مسئول

lawman of justice

مامور عدالت

lawman in action

مامور در عمل

lawman and outlaw

مامور و قانون‌شکن

lawman at heart

مامور از صمیم قلب

جملات نمونه

the lawman rode into town at dawn.

مامور قانون در سپیده دم وارد شهر شد.

every lawman has a duty to protect the community.

هر مامور قانونی وظیفه دارد از جامعه محافظت کند.

the lawman issued a warning to the suspects.

مامور قانون اخطار به مظنونین داد.

he was known as a tough lawman in the region.

او به عنوان یک مامور قانونی سخت در منطقه شناخته می شد.

the lawman's reputation preceded him.

شهرت مامور قانون پیش از او بود.

she admired the lawman's dedication to justice.

او از تعهد مامور قانون به عدالت قدردانی کرد.

the lawman tracked down the criminals for weeks.

مامور قانون برای هفته ها جنایتکاران را ردیابی کرد.

in the wild west, a lawman was often a hero.

در غرب وحشی، یک مامور قانون اغلب یک قهرمان بود.

the lawman confronted the gang in a showdown.

مامور قانون در یک رویارویی با باند مواجه شد.

many stories are told about the brave lawman.

داستان های زیادی در مورد مامور قانون شجاع تعریف می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید