lays down
تعیین میکند
lays claim
ادعای مالکیت
lays bare
برهنه کردن
lays out
چیدمان میکند
lays waste
ویران کردن
lays eggs
گذاشتن تخم
lays low
ضعیف کردن
lays hold
گرفتن
lays foundation
بنیادگذاری کردن
lays out plans
برنامهریزی کردن
the teacher lays the groundwork for the students' success.
معلم زمینه را برای موفقیت دانشآموزان فراهم میکند.
she lays her cards on the table during negotiations.
او کارتهای خود را در مذاکرات روی میز میگذارد.
the cat lays in the sun all afternoon.
گربه بعد از ظهرها در آفتاب دراز کشیده است.
he lays the blame on his teammates.
او تقصیر را به همتیمیهایش نسبت میدهد.
the company lays off several employees due to budget cuts.
به دلیل کاهش بودجه، شرکت تعدادی از کارمندان را اخراج میکند.
she lays a strong emphasis on teamwork.
او تأکید زیادی بر کار گروهی دارد.
the artist lays down her brush to admire her work.
هنرمند قلممویش را کنار میگذارد تا به کارهایش نگاه کند.
he lays out his plans for the project clearly.
او برنامههای خود را برای پروژه به وضوح بیان میکند.
she lays the table before dinner.
او قبل از شام میز را میچیند.
the foundation lays the basis for the entire building.
بنیاد اساس کل ساختمان را فراهم میکند.
lays down
تعیین میکند
lays claim
ادعای مالکیت
lays bare
برهنه کردن
lays out
چیدمان میکند
lays waste
ویران کردن
lays eggs
گذاشتن تخم
lays low
ضعیف کردن
lays hold
گرفتن
lays foundation
بنیادگذاری کردن
lays out plans
برنامهریزی کردن
the teacher lays the groundwork for the students' success.
معلم زمینه را برای موفقیت دانشآموزان فراهم میکند.
she lays her cards on the table during negotiations.
او کارتهای خود را در مذاکرات روی میز میگذارد.
the cat lays in the sun all afternoon.
گربه بعد از ظهرها در آفتاب دراز کشیده است.
he lays the blame on his teammates.
او تقصیر را به همتیمیهایش نسبت میدهد.
the company lays off several employees due to budget cuts.
به دلیل کاهش بودجه، شرکت تعدادی از کارمندان را اخراج میکند.
she lays a strong emphasis on teamwork.
او تأکید زیادی بر کار گروهی دارد.
the artist lays down her brush to admire her work.
هنرمند قلممویش را کنار میگذارد تا به کارهایش نگاه کند.
he lays out his plans for the project clearly.
او برنامههای خود را برای پروژه به وضوح بیان میکند.
she lays the table before dinner.
او قبل از شام میز را میچیند.
the foundation lays the basis for the entire building.
بنیاد اساس کل ساختمان را فراهم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید