lazier than
سستتر از
lazier days
روزهای سستتر
lazier people
افراد سستتر
lazier lifestyle
سبک زندگی سستتر
lazier habits
عادتهای سستتر
lazier workers
کارگران سستتر
lazier mornings
صبحهای سستتر
lazier weekends
آخر هفتههای سستتر
lazier choices
انتخابهای سستتر
lazier attitudes
نگرشهای سستتر
he has become lazier since he started working from home.
او از زمانی که شروع به کار از خانه کرده است، تنبل تر شده است.
she thinks her dog is getting lazier as it ages.
او فکر می کند که با افزایش سن سگش، تنبلی بیشتری پیدا می کند.
many students become lazier during the summer break.
بسیاری از دانش آموزان در تعطیلات تابستان تنبل تر می شوند.
he used to be active, but now he's lazier than ever.
او قبلاً فعال بود، اما اکنون از همیشه تنبل تر است.
don't let yourself become lazier; stay motivated!
به خودتان اجازه ندهید تنبل تر شوید؛ مصمم بمانید!
she claims that her job makes her lazier.
او ادعا می کند که شغلش باعث می شود او تنبل تر باشد.
after a long vacation, i feel lazier than usual.
بعد از یک تعطیلات طولانی، احساس می کنم از معمول تنبل تر هستم.
he worries that his children are becoming lazier with technology.
او نگران است که با استفاده از فناوری، فرزندانش تنبل تر شوند.
she noticed that her friends were getting lazier about exercising.
او متوجه شد که دوستانش در مورد ورزش کردن تنبل تر شده اند.
they said the weather makes everyone feel lazier.
آنها گفتند که هوا باعث می شود همه احساس تنبلی کنند.
lazier than
سستتر از
lazier days
روزهای سستتر
lazier people
افراد سستتر
lazier lifestyle
سبک زندگی سستتر
lazier habits
عادتهای سستتر
lazier workers
کارگران سستتر
lazier mornings
صبحهای سستتر
lazier weekends
آخر هفتههای سستتر
lazier choices
انتخابهای سستتر
lazier attitudes
نگرشهای سستتر
he has become lazier since he started working from home.
او از زمانی که شروع به کار از خانه کرده است، تنبل تر شده است.
she thinks her dog is getting lazier as it ages.
او فکر می کند که با افزایش سن سگش، تنبلی بیشتری پیدا می کند.
many students become lazier during the summer break.
بسیاری از دانش آموزان در تعطیلات تابستان تنبل تر می شوند.
he used to be active, but now he's lazier than ever.
او قبلاً فعال بود، اما اکنون از همیشه تنبل تر است.
don't let yourself become lazier; stay motivated!
به خودتان اجازه ندهید تنبل تر شوید؛ مصمم بمانید!
she claims that her job makes her lazier.
او ادعا می کند که شغلش باعث می شود او تنبل تر باشد.
after a long vacation, i feel lazier than usual.
بعد از یک تعطیلات طولانی، احساس می کنم از معمول تنبل تر هستم.
he worries that his children are becoming lazier with technology.
او نگران است که با استفاده از فناوری، فرزندانش تنبل تر شوند.
she noticed that her friends were getting lazier about exercising.
او متوجه شد که دوستانش در مورد ورزش کردن تنبل تر شده اند.
they said the weather makes everyone feel lazier.
آنها گفتند که هوا باعث می شود همه احساس تنبلی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید