leavened

[ایالات متحده]/ˈlɛvənd/
[بریتانیا]/ˈlɛvənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توسط عمل خمیر مایه سبک و متخلخل ساخته شده
v. زمان گذشته و گذشته نقلی خمیر مایه؛ باعث بالا رفتن خمیر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

leavened bread

نان دم‌گرفته

leavened dough

خمیر دم‌گرفته

leavened products

محصولات دم‌گرفته

leavened cake

کیک دم‌گرفته

leavened pastry

شیرینی دم‌گرفته

leavened rolls

نان برگر دم‌گرفته

leavened pizza

پیتزای دم‌گرفته

leavened tortillas

تورتیلای دم‌گرفته

leavened bagels

بیگل دم‌گرفته

leavened crackers

کلوچه‌های دم‌گرفته

جملات نمونه

the bread was leavened with yeast for a fluffy texture.

نان با استفاده از مخمر تهیه شده بود تا بافتی پفکی داشته باشد.

she prefers leavened dough for her pizza crust.

او ترجیح می‌دهد برای خمیر پیتزای خود از خمیر ور آمده استفاده کند.

leavened bread is a staple in many cultures.

نان ور آمده در بسیاری از فرهنگ‌ها یک غذای اصلی است.

they learned how to make leavened pastries during the class.

آنها در طول کلاس یاد گرفتند چگونه شیرینی های ور آمده درست کنند.

leavened products often rise during baking.

محصولات ور آمده اغلب در هنگام پخت پف می کنند.

he enjoys experimenting with different leavened recipes.

او از آزمایش دستور العمل های مختلف ور آمده لذت می برد.

leavened bread takes longer to prepare than unleavened bread.

تهیه نان ور آمده بیشتر از نان بدون ور زمان می برد.

the chef explained the science behind leavened dough.

سرآشپز علم پشت خمیر ور آمده را توضیح داد.

in ancient times, people used natural leavened methods.

در زمان‌های قدیم، مردم از روش‌های طبیعی ور آمده استفاده می‌کردند.

leavened bread is often associated with festive occasions.

نان ور آمده اغلب با مناسبت های جشن همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید