| قسمت سوم فعل | risen |
has risen
افزایش یافته است
risen dramatically
به طور چشمگیری افزایش یافته است
risen star
ستاره در حال ظهور
He's risen high in the world.
او در جهان بسیار پیشرفت کرده است.
He's risen high in society.
او در جامعه بسیار پیشرفت کرده است.
Unemployment has risen steadily.
نرخ بیکاری به طور پیوسته افزایش یافته است.
The flood has risen two feet.
سیلاب دو فوت افزایش یافته است.
Demand for personal computers has risen sharply.
تقاضا برای رایانه های شخصی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
Oil exports have risen steadily.
صادرات نفت به طور پیوسته افزایش یافته است.
cocaine seizures by customs have risen this year.
ضبط کوکائین توسط گمرک امسال افزایش یافته است.
he has risen to the giddy heights of master.
او به اوج لذتبخش استاد رسیده است.
your sister has risen from the dead.
خواهر شما از مردگان برخاسته است.
coal prices have risen sixfold.
قیمت زغال سنگ شش برابر افزایش یافته است.
The British nation has not risen up in a generation.
ملت بریتانیا در یک نسل گذشته صعود نکرده است.
I had risen above lying to my mother.
من از دروغ گفتن به مادرم فراتر رفته بودم.
University enrollments had risen by 50 per cent.
ثبت نام در دانشگاه ها 50 درصد افزایش یافته بود.
House prices have risen sharply in recent months.
قیمت خانه ها در ماه های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
he had risen from humble beginnings to great wealth.
او از ریشه های متواضع به ثروت زیاد رسیده بود.
as the pound has fallen costs have risen on a pro rata basis.
با کاهش پوند، هزینه ها بر اساس نرخ متناسب افزایش یافته است.
the officer was a man of great courage who had risen from the ranks .
آن افسر مردی با شجاعت بزرگ بود که از رده ها صعود کرده بود.
he has risen to where he is mainly by sucking up to the president.
او عمدتاً با چاپلوسی به رئیس جمهور رسیده است.
Prices have risen steadily during the past decade.
قیمت ها در طول دهه گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است.
has risen
افزایش یافته است
risen dramatically
به طور چشمگیری افزایش یافته است
risen star
ستاره در حال ظهور
He's risen high in the world.
او در جهان بسیار پیشرفت کرده است.
He's risen high in society.
او در جامعه بسیار پیشرفت کرده است.
Unemployment has risen steadily.
نرخ بیکاری به طور پیوسته افزایش یافته است.
The flood has risen two feet.
سیلاب دو فوت افزایش یافته است.
Demand for personal computers has risen sharply.
تقاضا برای رایانه های شخصی به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
Oil exports have risen steadily.
صادرات نفت به طور پیوسته افزایش یافته است.
cocaine seizures by customs have risen this year.
ضبط کوکائین توسط گمرک امسال افزایش یافته است.
he has risen to the giddy heights of master.
او به اوج لذتبخش استاد رسیده است.
your sister has risen from the dead.
خواهر شما از مردگان برخاسته است.
coal prices have risen sixfold.
قیمت زغال سنگ شش برابر افزایش یافته است.
The British nation has not risen up in a generation.
ملت بریتانیا در یک نسل گذشته صعود نکرده است.
I had risen above lying to my mother.
من از دروغ گفتن به مادرم فراتر رفته بودم.
University enrollments had risen by 50 per cent.
ثبت نام در دانشگاه ها 50 درصد افزایش یافته بود.
House prices have risen sharply in recent months.
قیمت خانه ها در ماه های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
he had risen from humble beginnings to great wealth.
او از ریشه های متواضع به ثروت زیاد رسیده بود.
as the pound has fallen costs have risen on a pro rata basis.
با کاهش پوند، هزینه ها بر اساس نرخ متناسب افزایش یافته است.
the officer was a man of great courage who had risen from the ranks .
آن افسر مردی با شجاعت بزرگ بود که از رده ها صعود کرده بود.
he has risen to where he is mainly by sucking up to the president.
او عمدتاً با چاپلوسی به رئیس جمهور رسیده است.
Prices have risen steadily during the past decade.
قیمت ها در طول دهه گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید