unleavened

[ایالات متحده]/ʌn'lev(ə)nd/
[بریتانیا]/ˌʌn'lɛvnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تخمیر نشده، بدون خمیر مایه، تحریک نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

unleavened bread

نان فطیر

unleavened dough

خمیر فطیر

unleavened cake

کیک فطیر

جملات نمونه

11And they ate on the next day unleavened bread of the corn of the land, and frumenty of the same year.

۱۱ و آن‌ها در روز بعد نان فطیر از گندم سرزمین و فرومنتی همان سال خوردند.

29 They shall also have charge of the showbread, of the fine flour for the cereal offering, of the wafers of unleavened bread, and of the baking and mixing, and of all measures of quantity and size.

۲۹ آن‌ها همچنین مسئول نان نشان، آرد ریز برای نذورات، شیرینی‌های فطیر، و پخت و مخلوط کردن، و تمام اندازه‌های کمیت و اندازه خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید