legalism

[ایالات متحده]/ˈliːɡəlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈliɡəˌlɪz(ə)m/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایبندی سخت به قوانین یا قواعد؛ فردی که به طور دقیق از قوانین یا مقررات پیروی می‌کند؛ فلسفه‌ای که بر اصول قانونی و حقوقی تأکید دارد
Word Forms
جمعlegalisms

عبارات و ترکیب‌ها

strict legalism

قانون‌گرایی سخت‌گیرانه

legalism theory

نظریه قانون‌گرایی

legalism approach

رویکرد قانون‌گرایی

legalism practices

روش‌های قانون‌گرایی

legalism principles

اصول قانون‌گرایی

political legalism

قانون‌گرایی سیاسی

legalism framework

چارچوب قانون‌گرایی

cultural legalism

قانون‌گرایی فرهنگی

legalism ideology

ایدئولوژی قانون‌گرایی

legalism critique

انتقاد از قانون‌گرایی

جملات نمونه

legalism emphasizes strict adherence to laws.

قانون‌مداری بر پایبندی شدید به قوانین تاکید دارد.

many scholars debate the merits of legalism.

بسیاری از محققان درباره محاسن قانون‌مداری بحث می‌کنند.

legalism can lead to a rigid society.

قانون‌مداری می‌تواند منجر به یک جامعه سخت‌گیر شود.

in ancient china, legalism played a significant role.

در چین باستان، قانون‌مداری نقش مهمی ایفا کرد.

critics argue that legalism lacks compassion.

منتقدان استدلال می‌کنند که قانون‌مداری فاقد شفقت است.

legalism prioritizes order over individual freedoms.

قانون‌مداری نظم را بر آزادی‌های فردی ترجیح می‌دهد.

some view legalism as a necessary evil.

برخی قانون‌مداری را به عنوان یک شر ضروری می‌بینند.

legalism influenced the governance of dynasties.

قانون‌مداری بر حکومت سلسله‌ها تأثیر گذاشت.

legalism and confucianism often conflict.

قانون‌مداری و کنفوسیوسیسم اغلب با یکدیگر در تضاد هستند.

understanding legalism helps in studying chinese philosophy.

درک قانون‌مداری به مطالعه فلسفه چینی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید