legumes

[ایالات متحده]/ˈlɛɡjuːmz/
[بریتانیا]/ˈlɛɡjuːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهان در خانواده حبوبات؛ انواع مختلف لوبیا و سبزیجات

عبارات و ترکیب‌ها

fresh legumes

لوبیاهای تازه

cooked legumes

لوبیاهای پخته

dried legumes

لوبیاهای خشک شده

various legumes

انواع لوبیا

legumes salad

سالاد لوبیا

legumes soup

سوپ لوبیا

legumes protein

پروتئین لوبیا

legumes dish

غذا با لوبیا

legumes benefits

فواید لوبیا

legumes recipes

دستور العمل لوبیا

جملات نمونه

legumes are a great source of protein.

حبوبات منبع خوبی از پروتئین هستند.

eating legumes can improve your digestion.

خوردن حبوبات می تواند به بهبود گوارش شما کمک کند.

many cultures include legumes in their traditional dishes.

فرهنگ های زیادی حبوبات را در غذاهای سنتی خود بگنجانند.

legumes are often used in vegetarian recipes.

حبوبات اغلب در دستور العمل های گیاهی استفاده می شوند.

adding legumes to your diet can enhance your health.

افزودن حبوبات به رژیم غذایی شما می تواند سلامت شما را افزایش دهد.

legumes can be found in various forms, such as beans and lentils.

حبوبات را می توان در اشکال مختلف، مانند لوبیا و عدس یافت.

planting legumes can improve soil fertility.

کاشت حبوبات می تواند حاصلخیزی خاک را بهبود بخشد.

legumes are rich in fiber and essential nutrients.

حبوبات سرشار از فیبر و مواد مغذی ضروری هستند.

many athletes include legumes in their meal plans.

بسیاری از ورزشکاران حبوبات را در برنامه غذایی خود بگنجانند.

legumes can be a cost-effective source of nutrition.

حبوبات می توانند منبع تغذیه مقرون به صرفه ای باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید