pulses

[ایالات متحده]/ˈpʌlsɪz/
[بریتانیا]/ˈpʌlsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع پالس؛ ضربان یا تپش‌های ریتمیک؛ زندگی؛ انرژی؛ تپش‌ها در امواج الکترومغناطیسی

عبارات و ترکیب‌ها

pulses of energy

نبض‌های انرژی

pulses of light

نبض‌های نور

pulses in rhythm

نبض‌های ریتمیک

pulses of sound

نبض‌های صدا

pulses of excitement

نبض‌های هیجان

pulses of joy

نبض‌های شادی

pulses of life

نبض‌های زندگی

pulses of heat

نبض‌های گرما

pulses of blood

نبض‌های خون

pulses of change

نبض‌های تغییر

جملات نمونه

the doctor checked my pulse.

پزشک نبض من را بررسی کرد.

she felt her heart pulses quicken.

او احساس کرد نبض قلبش سریعتر شد.

pulses are a great source of protein.

حبوبات منبع خوبی از پروتئین هستند.

he listened to the pulses of the music.

او به ضربات موسیقی گوش داد.

the pulses of the machine were steady.

ضربان دستگاه ثابت بود.

farmers grow various pulses for food.

کشاورزان برای غذا حبوبات مختلفی کشت می کنند.

she monitored the pulses of the patient.

او نبضهای بیمار را کنترل کرد.

pulses can be cooked in many ways.

حبوبات را می توان به روش های مختلف پخت کرد.

the electrical pulses triggered the device.

ضربات الکتریکی دستگاه را فعال کرد.

he enjoys the rhythmic pulses of the drum.

او از ضربات ریتمیک طبل لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید