| جمع | libertines |
his more libertine impulses.
تمایلات بیبند و باری او
The old libertine looked with a knowing smirk at the beautiful young woman.
آن فرد بیبند و بار پیر با تبختر به زن جوان و زیبا نگاه کرد.
He was known for his libertine lifestyle.
او به داشتن سبک زندگی بیبند و بار معروف بود.
She was criticized for her libertine behavior at the party.
او به خاطر رفتار بیبند و بارش در مهمانی مورد انتقاد قرار گرفت.
The novel depicted the protagonist as a libertine character.
در رمان، شخصیت اصلی به عنوان شخصیتی بیبند و بار به تصویر کشیده شده بود.
The libertine attitude of the group shocked the conservative members.
حرف و عمل بیبند و بار گروه اعضای متعصب را شوکه کرد.
He was accused of being a libertine and was shunned by society.
او به بیبند و باری متهم شد و از سوی جامعه طرد شد.
The libertine artist pushed the boundaries of traditional art.
هنرمند بیبند و بار مرزهای هنر سنتی را گسترش داد.
She enjoyed the libertine atmosphere of the music festival.
او از فضای بیبند و بار جشنواره موسیقی لذت برد.
The libertine novel was banned in some countries for its explicit content.
به دلیل محتوای غیراخلاقی، رمان بیبند و بار در برخی کشورها ممنوع شد.
The libertine philosophy of the author challenged societal norms.
فلسفه بیبند و بار نویسنده هنجارهای جامعه را به چالش کشید.
The libertine character in the play represented freedom and rebellion.
شخصیت بیبند و بار در نمایشنامه، آزادی و شورش را نشان میداد.
his more libertine impulses.
تمایلات بیبند و باری او
The old libertine looked with a knowing smirk at the beautiful young woman.
آن فرد بیبند و بار پیر با تبختر به زن جوان و زیبا نگاه کرد.
He was known for his libertine lifestyle.
او به داشتن سبک زندگی بیبند و بار معروف بود.
She was criticized for her libertine behavior at the party.
او به خاطر رفتار بیبند و بارش در مهمانی مورد انتقاد قرار گرفت.
The novel depicted the protagonist as a libertine character.
در رمان، شخصیت اصلی به عنوان شخصیتی بیبند و بار به تصویر کشیده شده بود.
The libertine attitude of the group shocked the conservative members.
حرف و عمل بیبند و بار گروه اعضای متعصب را شوکه کرد.
He was accused of being a libertine and was shunned by society.
او به بیبند و باری متهم شد و از سوی جامعه طرد شد.
The libertine artist pushed the boundaries of traditional art.
هنرمند بیبند و بار مرزهای هنر سنتی را گسترش داد.
She enjoyed the libertine atmosphere of the music festival.
او از فضای بیبند و بار جشنواره موسیقی لذت برد.
The libertine novel was banned in some countries for its explicit content.
به دلیل محتوای غیراخلاقی، رمان بیبند و بار در برخی کشورها ممنوع شد.
The libertine philosophy of the author challenged societal norms.
فلسفه بیبند و بار نویسنده هنجارهای جامعه را به چالش کشید.
The libertine character in the play represented freedom and rebellion.
شخصیت بیبند و بار در نمایشنامه، آزادی و شورش را نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید