linkages

[ایالات متحده]/ˈlɪŋkɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈlɪŋkɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصالات یا روابط بین چیزها؛ مکانیزم‌هایی که قسمت‌ها را به هم متصل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

strong linkages

پیوندهای قوی

linkages analysis

تجزیه و تحلیل پیوندها

economic linkages

پیوندهای اقتصادی

social linkages

پیوندهای اجتماعی

linkages model

مدل پیوندها

linkages theory

نظریه پیوندها

linkages network

شبکه پیوندها

linkages framework

چارچوب پیوندها

linkages strategy

استراتژی پیوندها

linkages effects

اثرات پیوندها

جملات نمونه

there are strong linkages between education and economic growth.

ارتباطات قوی بین آموزش و رشد اقتصادی وجود دارد.

understanding the linkages in the ecosystem is vital for conservation.

درک ارتباطات در اکوسیستم برای حفظ محیط زیست حیاتی است.

linkages among different departments can enhance collaboration.

ارتباط بین بخش‌های مختلف می‌تواند همکاری را تقویت کند.

the study explores the linkages between health and productivity.

این مطالعه ارتباط بین سلامت و بهره‌وری را بررسی می‌کند.

there are many linkages between culture and identity.

ارتباطات زیادی بین فرهنگ و هویت وجود دارد.

linkages in supply chains can affect overall efficiency.

ارتباط در زنجیره‌های تأمین می‌تواند بر کارایی کلی تأثیر بگذارد.

the linkages between technology and innovation drive progress.

ارتباط بین فناوری و نوآوری پیشرفت را هدایت می‌کند.

establishing linkages with local communities is essential for development.

ایجاد ارتباط با جوامع محلی برای توسعه ضروری است.

linkages in research can lead to groundbreaking discoveries.

ارتباط در تحقیقات می‌تواند منجر به کشف‌های نوآورانه شود.

effective linkages between theory and practice improve learning outcomes.

ارتباط موثر بین تئوری و عمل، نتایج یادگیری را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید