disconnections

[ایالات متحده]/[ˌdɪsəˈnɛkʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌdɪsəˈnɛkʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا حالت قطع ارتباط؛ وقفه در ارتباط؛ فقدان ارتباط یا استمرار؛ در محاسبات، عمل قطع اتصال به شبکه یا دستگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

disconnection issues

مشکلات قطع اتصال

avoid disconnections

جلوگیری از قطع اتصال

disconnection costs

هزینه های قطع اتصال

repeated disconnections

قطع اتصالات مکرر

checking disconnections

بررسی قطع اتصالات

prevent disconnections

جلوگیری از قطع اتصالات

disconnection rate

نرخ قطع اتصال

experience disconnections

تجربه قطع اتصال

caused disconnections

قطع اتصالات ناشی از

address disconnections

رسیدگی به قطع اتصالات

جملات نمونه

we experienced several disconnections during the video call due to poor internet.

ما در طول تماس تصویری چندین قطع ارتباط را به دلیل اینترنت ضعیف تجربه کردیم.

frequent disconnections made it impossible to stream the movie smoothly.

قطع ارتباط‌های مکرر باعث شد پخش فیلم به طور روان امکان‌پذیر نباشد.

the sudden disconnections were frustrating and disrupted our workflow.

قطع ارتباط‌های ناگهانی ناامیدکننده بودند و روند کاری ما را مختل کردند.

the technician investigated the disconnections in the phone line.

تکنسین قطع ارتباط‌ها را در خط تلفن بررسی کرد.

we need to address these disconnections to improve customer satisfaction.

ما باید به این قطع ارتباط‌ها رسیدگی کنیم تا رضایت مشتری را بهبود بخشیم.

the network disconnections occurred intermittently throughout the day.

قطع ارتباط‌های شبکه به طور متناوب در طول روز رخ دادند.

the software reported numerous disconnections from the server.

نرم‌افزار گزارش‌های متعددی از قطع ارتباط از سرور ارائه کرد.

avoid prolonged disconnections when transferring large files.

هنگام انتقال فایل‌های بزرگ، از قطع ارتباط طولانی‌مدت خودداری کنید.

the disconnections highlighted the need for a more reliable connection.

قطع ارتباط‌ها نیاز به یک اتصال مطمئن‌تر را نشان داد.

we’re working to minimize disconnections and improve service stability.

ما در تلاش هستیم تا قطع ارتباط‌ها را به حداقل برسانیم و پایداری خدمات را بهبود بخشیم.

the disconnections were caused by a faulty cable.

قطع ارتباط‌ها ناشی از یک سیم معیوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید