| قسمت سوم فعل | liquified |
| زمان گذشته | liquified |
| شکل سوم شخص مفرد | liquifies |
| صفت یا فعل حال استمراری | liquifying |
liquify food
غذا را مایع کن
liquify mixture
مخلوط را مایع کن
liquify ingredients
مواد را مایع کن
liquify fat
چربی را مایع کن
liquify solids
جامدات را مایع کن
liquify substances
مواد را مایع کن
liquify chemicals
مواد شیمیایی را مایع کن
liquify particles
ذرات را مایع کن
liquify gel
ژل را مایع کن
liquify powder
پودر را مایع کن
heat the mixture to liquify the ingredients.
برای مایع کردن مواد، مخلوط را گرم کنید.
in the process, the ice will liquify into water.
در این فرآیند، یخ به آب تبدیل خواهد شد.
she used a blender to liquify the fruits.
او از یک مخلوط کن برای مایع کردن میوه ها استفاده کرد.
we need to liquify the wax before pouring it into the mold.
ما باید قبل از ریختن آن در قالب، مومی را مایع کنیم.
to make the sauce smoother, you should liquify it.
برای داشتن سس نرمتر، باید آن را مایع کنید.
they decided to liquify their assets for the investment.
آنها تصمیم گرفتند دارایی های خود را برای سرمایه گذاری نقد کنند.
when heated, the solid will liquify and become a liquid.
هنگامی که گرم می شود، جامد به مایع تبدیل می شود.
the chef will liquify the chocolate for the dessert.
سرآشپز شکلات را برای دسر مایع خواهد کرد.
to create a smoother texture, you can liquify the mixture.
برای ایجاد بافتی نرم تر، می توانید مخلوط را مایع کنید.
the process of liquifying the metal is crucial for casting.
فرآیند مایع کردن فلز برای ریخته گری بسیار مهم است.
liquify food
غذا را مایع کن
liquify mixture
مخلوط را مایع کن
liquify ingredients
مواد را مایع کن
liquify fat
چربی را مایع کن
liquify solids
جامدات را مایع کن
liquify substances
مواد را مایع کن
liquify chemicals
مواد شیمیایی را مایع کن
liquify particles
ذرات را مایع کن
liquify gel
ژل را مایع کن
liquify powder
پودر را مایع کن
heat the mixture to liquify the ingredients.
برای مایع کردن مواد، مخلوط را گرم کنید.
in the process, the ice will liquify into water.
در این فرآیند، یخ به آب تبدیل خواهد شد.
she used a blender to liquify the fruits.
او از یک مخلوط کن برای مایع کردن میوه ها استفاده کرد.
we need to liquify the wax before pouring it into the mold.
ما باید قبل از ریختن آن در قالب، مومی را مایع کنیم.
to make the sauce smoother, you should liquify it.
برای داشتن سس نرمتر، باید آن را مایع کنید.
they decided to liquify their assets for the investment.
آنها تصمیم گرفتند دارایی های خود را برای سرمایه گذاری نقد کنند.
when heated, the solid will liquify and become a liquid.
هنگامی که گرم می شود، جامد به مایع تبدیل می شود.
the chef will liquify the chocolate for the dessert.
سرآشپز شکلات را برای دسر مایع خواهد کرد.
to create a smoother texture, you can liquify the mixture.
برای ایجاد بافتی نرم تر، می توانید مخلوط را مایع کنید.
the process of liquifying the metal is crucial for casting.
فرآیند مایع کردن فلز برای ریخته گری بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید