| جمع | litterateurs |
great litterateur
نویسنده برجسته
famous litterateur
نویسنده مشهور
renowned litterateur
نویسنده مشهور و شناخته شده
modern litterateur
نویسنده معاصر
eminent litterateur
نویسنده برجسته و ممتاز
young litterateur
نویسنده جوان
talented litterateur
نویسنده با استعداد
local litterateur
نویسنده محلی
celebrated litterateur
نویسنده مشهور و جشن گرفته شده
classic litterateur
نویسنده کلاسیک
the litterateur attended the literary festival.
نویسنده در جشنواره ادبی شرکت کرد.
many litterateurs contributed to the anthology.
نویسندگان زیادی به مجموعه شعرها کمک کردند.
the litterateur's works are celebrated worldwide.
آثار نویسنده در سراسر جهان مورد تحسین قرار می گیرند.
she aspired to be a renowned litterateur.
او به دنبال این بود که به یک نویسنده مشهور تبدیل شود.
the litterateur wrote extensively on social issues.
نویسنده به طور گسترده در مورد مسائل اجتماعی نوشت.
he is regarded as a prominent litterateur of his time.
او به عنوان یک نویسنده برجسته دوران خود شناخته می شود.
the litterateur gave a compelling lecture on poetry.
نویسنده یک سخنرانی قانع کننده در مورد شعر ارائه داد.
her letters reveal the thoughts of a true litterateur.
نامه های او افکار یک نویسنده واقعی را نشان می دهد.
the litterateur's influence can be seen in modern literature.
می توان تأثیر نویسنده را در ادبیات مدرن مشاهده کرد.
he was a litterateur who championed the rights of the oppressed.
او نویسنده ای بود که از حقوق سرکوب شده حمایت کرد.
great litterateur
نویسنده برجسته
famous litterateur
نویسنده مشهور
renowned litterateur
نویسنده مشهور و شناخته شده
modern litterateur
نویسنده معاصر
eminent litterateur
نویسنده برجسته و ممتاز
young litterateur
نویسنده جوان
talented litterateur
نویسنده با استعداد
local litterateur
نویسنده محلی
celebrated litterateur
نویسنده مشهور و جشن گرفته شده
classic litterateur
نویسنده کلاسیک
the litterateur attended the literary festival.
نویسنده در جشنواره ادبی شرکت کرد.
many litterateurs contributed to the anthology.
نویسندگان زیادی به مجموعه شعرها کمک کردند.
the litterateur's works are celebrated worldwide.
آثار نویسنده در سراسر جهان مورد تحسین قرار می گیرند.
she aspired to be a renowned litterateur.
او به دنبال این بود که به یک نویسنده مشهور تبدیل شود.
the litterateur wrote extensively on social issues.
نویسنده به طور گسترده در مورد مسائل اجتماعی نوشت.
he is regarded as a prominent litterateur of his time.
او به عنوان یک نویسنده برجسته دوران خود شناخته می شود.
the litterateur gave a compelling lecture on poetry.
نویسنده یک سخنرانی قانع کننده در مورد شعر ارائه داد.
her letters reveal the thoughts of a true litterateur.
نامه های او افکار یک نویسنده واقعی را نشان می دهد.
the litterateur's influence can be seen in modern literature.
می توان تأثیر نویسنده را در ادبیات مدرن مشاهده کرد.
he was a litterateur who championed the rights of the oppressed.
او نویسنده ای بود که از حقوق سرکوب شده حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید