corporate livery
مزاحمت شرکتی
delivery livery
مزاحمت تحویل
in livery
در مزاحمت
he was short with livery lips.
او قد کوتاه و با لبهای رنگشده بود.
The spring, the summer, The childing autumn, angry winter, change Their wonted liveries;and the mazed world, By their increase, now knows not which is which.
بهار، تابستان، پاییز بارور، زمستان خشمگین، تغییر میکنند لباسهای معمول خود؛ و دنیای سرگردان، با افزایش آنها، دیگر نمیداند کدام کدام است.
The hotel staff wore matching livery uniforms.
پرسنل هتل یونیفرمهای هماهنگ با نشان هتل به تن میکردند.
The airline's livery features a bold design with bright colors.
نشان شرکت هواپیمایی دارای طرحی جسورانه با رنگهای روشن است.
The royal livery included a coat of arms and intricate details.
نشان سلطنتی شامل نشانها و جزئیات پیچیده بود.
The horse-drawn carriage was adorned in elegant livery.
درشکه کش با نشان ظریف و زیبا تزئین شده بود.
The company's delivery vans sported the company's logo as part of their livery.
وانهای تحویل شرکت دارای لوگوی شرکت به عنوان بخشی از نشان آن بودند.
The official livery of the team consisted of a specific color scheme and sponsor logos.
نشان رسمی تیم شامل طرح رنگی خاص و لوگوی حامیان بود.
The historical ship was restored to its original livery for a museum exhibit.
کشتی تاریخی برای نمایشگاه موزه به رنگ و نشان اصلی خود بازگردانده شد.
The police cars in the city all have a distinctive livery for easy identification.
تمام ماشینهای پلیس در شهر دارای نشان متمایز برای شناسایی آسان هستند.
The royal guard wore a traditional livery that dated back centuries.
نگهبانان سلطنتی لباس سنتیای به تن میکردند که قدمت آن به قرنها باز میگشت.
The restaurant's waitstaff wore a smart and professional livery during service hours.
خدمتکاران رستوران در ساعات کاری لباس هوشمندانه و حرفهای با نشان رستوران به تن میکردند.
corporate livery
مزاحمت شرکتی
delivery livery
مزاحمت تحویل
in livery
در مزاحمت
he was short with livery lips.
او قد کوتاه و با لبهای رنگشده بود.
The spring, the summer, The childing autumn, angry winter, change Their wonted liveries;and the mazed world, By their increase, now knows not which is which.
بهار، تابستان، پاییز بارور، زمستان خشمگین، تغییر میکنند لباسهای معمول خود؛ و دنیای سرگردان، با افزایش آنها، دیگر نمیداند کدام کدام است.
The hotel staff wore matching livery uniforms.
پرسنل هتل یونیفرمهای هماهنگ با نشان هتل به تن میکردند.
The airline's livery features a bold design with bright colors.
نشان شرکت هواپیمایی دارای طرحی جسورانه با رنگهای روشن است.
The royal livery included a coat of arms and intricate details.
نشان سلطنتی شامل نشانها و جزئیات پیچیده بود.
The horse-drawn carriage was adorned in elegant livery.
درشکه کش با نشان ظریف و زیبا تزئین شده بود.
The company's delivery vans sported the company's logo as part of their livery.
وانهای تحویل شرکت دارای لوگوی شرکت به عنوان بخشی از نشان آن بودند.
The official livery of the team consisted of a specific color scheme and sponsor logos.
نشان رسمی تیم شامل طرح رنگی خاص و لوگوی حامیان بود.
The historical ship was restored to its original livery for a museum exhibit.
کشتی تاریخی برای نمایشگاه موزه به رنگ و نشان اصلی خود بازگردانده شد.
The police cars in the city all have a distinctive livery for easy identification.
تمام ماشینهای پلیس در شهر دارای نشان متمایز برای شناسایی آسان هستند.
The royal guard wore a traditional livery that dated back centuries.
نگهبانان سلطنتی لباس سنتیای به تن میکردند که قدمت آن به قرنها باز میگشت.
The restaurant's waitstaff wore a smart and professional livery during service hours.
خدمتکاران رستوران در ساعات کاری لباس هوشمندانه و حرفهای با نشان رستوران به تن میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید