habitats

[ایالات متحده]/ˈhæbɪtæts/
[بریتانیا]/ˈhæbɪˌtæts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که حیوانات یا گیاهان زندگی می‌کنند؛ محیط‌های طبیعی موجودات

عبارات و ترکیب‌ها

natural habitats

زیستگاه‌های طبیعی

marine habitats

زیستگاه‌های دریایی

urban habitats

زیستگاه‌های شهری

wildlife habitats

زیستگاه‌های حیات وحش

terrestrial habitats

زیستگاه‌های زمینی

fragile habitats

زیستگاه‌های شکننده

protected habitats

زیستگاه‌های محافظت‌شده

suitable habitats

زیستگاه‌های مناسب

diverse habitats

زیستگاه‌های متنوع

endangered habitats

زیستگاه‌های در معرض خطر

جملات نمونه

many species are losing their natural habitats due to deforestation.

بسیاری از گونه‌ها به دلیل از بین رفتن جنگل‌ها زیستگاه طبیعی خود را از دست می‌دهند.

conservation efforts aim to protect endangered habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه‌های در معرض خطر انجام می‌شود.

urban development often disrupts local animal habitats.

توسعه شهری اغلب زیستگاه‌های حیوانات محلی را مختل می‌کند.

wetlands are crucial habitats for many bird species.

مناطق ساحلی زیستگاه‌های حیاتی برای بسیاری از گونه‌های پرندگان هستند.

climate change threatens the habitats of polar bears.

تغییرات آب و هوایی زیستگاه‌های خرس‌های قطبی را تهدید می‌کند.

restoring damaged habitats is essential for biodiversity.

بازسازی زیستگاه‌های آسیب‌دیده برای حفظ تنوع زیستی ضروری است.

marine habitats are home to a variety of fish species.

زیستگاه‌های دریایی محل زندگی انواع گونه‌های ماهی هستند.

some animals adapt well to urban habitats.

برخی از حیوانات به خوبی با زیستگاه‌های شهری سازگار می‌شوند.

protected areas help preserve critical habitats.

مناطق حفاظت‌شده به حفظ زیستگاه‌های حیاتی کمک می‌کنند.

habitat fragmentation can lead to species extinction.

قطعه‌قطعه شدن زیستگاه می‌تواند منجر به انقراض گونه‌ها شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید