loaf

[ایالات متحده]/ləʊf/
[بریتانیا]/loʊf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بلوک یا قطعه؛ نوعی نان؛ سرگردانی
vt. وقت را بی هدف گذراندن؛ بیکار بودن
vi. بیکار یا بی هدف بودن؛ سرگردان بودن.
Word Forms
قسمت سوم فعلloafed
جمعloaves
زمان گذشتهloafed
صفت یا فعل حال استمراریloafing
شکل سوم شخص مفردloafs

عبارات و ترکیب‌ها

whole wheat loaf

نان گندم کامل

freshly baked loaf

نان تازه پخته شده

loaf of bread

نان

meat loaf

کوفته گوشت

جملات نمونه

slice a loaf of bread.

برش یک قرص نان.

to bake a loaf of bread

برای پخت یک قرص نان

grease a 450 g loaf tin.

سینی نان 450 گرمی را چرب کنید.

Don't loaf away your time.

وقت خود را تلف نکنید.

Half a loaf is better than no bread.

نصف نان بهتر از هیچ نان است.

Weigh that loaf of bread on the balance, please.

لطفاً آن قرص نان را روی ترازو وزن کنید.

Don't loaf your life away.

زندگی خود را تلف نکنید.

A strong man is not willing to be a loafer or sponger.

یک مرد قوی نمی خواهد یک بیکار یا انگل باشد.

meat loaf that contained oatmeal as an extender.

کوفتۀ گوشت که حاوی جو دوسر به عنوان یک ماده افزودنی بود.

He was fired when he loafed on the job.

وقتی در محل کار تنبلی کرد اخراج شد.

Is it right to loaf about when so much work needs to be done?

آیا درست است که وقتی کار زیادی باید انجام شود تنبلی کنیم؟

He loafed about the street looking for something to do.

او در خیابان به دنبال کاری گشت.

You are loafing through life, you lazy fellow!

شما دارید زندگی را بی هدف سپری می‌کنید، ای تنبل!

don't let him see you loafing about with your hands in your pockets.

نذارید ببینه شما با دست‌های توی جیب‌تون بیکاری می‌کنید.

Or what man of you, if his son asks him for a loaf, will give him a stone?

یا چه کسی از شما اگر پسرش از او یک قرص نان بخواهد، به او سنگ بدهد؟

They’re only going to agree to some of this, but half a loaf is better than none, I suppose.

آنها فقط با بخشی از این موافقت خواهند کرد، اما نصف نان بهتر از هیچ است، حدس می‌زنم.

He allowed me to waste those two precious years in loafing about at home.

به من اجازه داد دو سال با ارزش را در تنبلی در خانه تلف کنم.

I don't like to see young people loafing about the town with nothing to do.

من دوست ندارم جوانان را در شهر با هیچ کاری انجام ندهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید