loafed around
در اطراف گرد و روی میکرد
loafing about
در اطراف گرد و روی کردن
loafed all day
تمام روز گرد و روی میکرد
loafing student
دانشجوی گرد و روی
loafed off work
از کار گرد و روی کرد
loafing around
در اطراف گرد و روی کردن
loafed tirelessly
بدون خستگی گرد و روی میکرد
loafing life
زندگی گرد و روی
loafed briefly
به طور مختصر گرد و روی کرد
loafing schedule
برنامه گرد و روی
we loafed around all weekend, doing absolutely nothing.
ما طی هفته ای کامل در خانه گرد و روی کرده و هیچ کاری نکردیم.
the kids loafed on the couch, glued to their phones.
کودکان روی نشسته و به گوشیهایشان چسبیده بودند.
he loafed through his workday, avoiding any real tasks.
او طی روز کاریاش گرد و روی کرده و از انجام هر کار واقعیی خودداری کرد.
don't loaf about; we have a lot to accomplish today.
نگرد و روی کنید؛ امروز باید زیادی کار کنیم.
she loafed in the hammock, enjoying the warm sunshine.
او در تخت گردنی گرد و روی کرده و به نور گرم خورشید لذت میبرد.
they loafed about the house, waiting for dinner to be ready.
آنها در خانه گرد و روی کرده و منتظر آماده شدن شام بودند.
the dog loafed in the shade, escaping the afternoon heat.
سگ در سایه گرد و روی کرده و از گرماي عصر فرار کرد.
he loafed around the office, pretending to be busy.
او در دفتر گرد و روی کرده و به نظر میرسد مشغول است.
we loafed around the pool, soaking up the sun.
ما در اطراف استخر گرد و روی کرده و نور خورشید را جذب میکنیم.
don't loaf on your responsibilities; get them done.
از مسئولیتهای خود گرد و روی نکنید؛ آنها را انجام دهید.
they loafed through the meeting, showing little interest.
آنها در جلسه گرد و روی کرده و علاقهای زیادی نشان ندادند.
loafed around
در اطراف گرد و روی میکرد
loafing about
در اطراف گرد و روی کردن
loafed all day
تمام روز گرد و روی میکرد
loafing student
دانشجوی گرد و روی
loafed off work
از کار گرد و روی کرد
loafing around
در اطراف گرد و روی کردن
loafed tirelessly
بدون خستگی گرد و روی میکرد
loafing life
زندگی گرد و روی
loafed briefly
به طور مختصر گرد و روی کرد
loafing schedule
برنامه گرد و روی
we loafed around all weekend, doing absolutely nothing.
ما طی هفته ای کامل در خانه گرد و روی کرده و هیچ کاری نکردیم.
the kids loafed on the couch, glued to their phones.
کودکان روی نشسته و به گوشیهایشان چسبیده بودند.
he loafed through his workday, avoiding any real tasks.
او طی روز کاریاش گرد و روی کرده و از انجام هر کار واقعیی خودداری کرد.
don't loaf about; we have a lot to accomplish today.
نگرد و روی کنید؛ امروز باید زیادی کار کنیم.
she loafed in the hammock, enjoying the warm sunshine.
او در تخت گردنی گرد و روی کرده و به نور گرم خورشید لذت میبرد.
they loafed about the house, waiting for dinner to be ready.
آنها در خانه گرد و روی کرده و منتظر آماده شدن شام بودند.
the dog loafed in the shade, escaping the afternoon heat.
سگ در سایه گرد و روی کرده و از گرماي عصر فرار کرد.
he loafed around the office, pretending to be busy.
او در دفتر گرد و روی کرده و به نظر میرسد مشغول است.
we loafed around the pool, soaking up the sun.
ما در اطراف استخر گرد و روی کرده و نور خورشید را جذب میکنیم.
don't loaf on your responsibilities; get them done.
از مسئولیتهای خود گرد و روی نکنید؛ آنها را انجام دهید.
they loafed through the meeting, showing little interest.
آنها در جلسه گرد و روی کرده و علاقهای زیادی نشان ندادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید