lodestones

[ایالات متحده]/[ˈlɒdəˌstəʊnz]/
[بریتانیا]/[ˈlɑːdəˌstəʊnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه آهن یا فولادی که به طور طبیعی مغناطیس شده است؛ چیزی که به شدت جذب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

lodestones attract

مغناطیس‌های جهت‌یاب جذب می‌کنند

seeking lodestones

در جستجوی مغناطیس‌های جهت‌یاب

lodestone power

قدرت مغناطیس جهت‌یاب

ancient lodestones

مغناطیس‌های جهت‌یاب باستانی

lodestones reveal

مغناطیس‌های جهت‌یاب آشکار می‌کنند

strong lodestones

مغناطیس‌های جهت‌یاب قوی

lodestone effect

اثر مغناطیس جهت‌یاب

lodestone fields

میدان‌های مغناطیس جهت‌یاب

lodestones guide

مغناطیس‌های جهت‌یاب راهنمایی می‌کنند

lodestone history

تاریخچه مغناطیس جهت‌یاب

جملات نمونه

the lodestones powerfully attracted the iron filings on the table.

نایب‌ها به شدت پودر آهن روی میز را جذب می‌کردند.

ancient mariners used lodestones to navigate by observing their effect on compass needles.

صیادان قدیمی با مشاهده تأثیر نایب‌ها بر سوزن‌های کامپاس، از آن‌ها برای هدایت خود استفاده می‌کردند.

he was fascinated by the way lodestones could manipulate small metal objects.

او به نحوه اینکه نایب‌ها می‌توانند اشیاء فلزی کوچک را کنترل کنند، علاقه‌مند بود.

the museum displayed a collection of rare lodestones from around the world.

موزه یک جمعیت از نایب‌های نادر از سراسر جهان نمایش می‌داد.

scientists studied the magnetic properties of lodestones for centuries.

دانشمندان به مدت قرن‌ها خواص مغناطیسی نایب‌ها را مطالعه کردند.

the child experimented with lodestones and paperclips, creating a miniature game.

کودک با نایب‌ها و چک‌مایه‌های کاغذی آزمایش‌هایی انجام داد و یک بازی کوچک ساخت.

the artist incorporated lodestones into a kinetic sculpture, creating a mesmerizing display.

هنرمند نایب‌ها را در یک اثر مجسمه‌سازی دینامیکی ادغام کرد و نمایشی جذاب ایجاد کرد.

early compasses relied on naturally occurring lodestones for their directional properties.

کامپاس‌های اولیه از نایب‌های طبیعی برای خاصیت جهت‌یابی‌شان استفاده می‌کردند.

the alchemists sought to create artificial lodestones, believing they held great power.

الکیمیست‌ها سعی می‌کردند نایب‌های مصنوعی ایجاد کنند و باور داشتند که آن‌ها قدرت زیادی دارند.

he carefully arranged the lodestones to create a complex magnetic field.

او نایب‌ها را با دقتی بالا قرار داد تا یک میدان مغناطیسی پیچیده ایجاد کند.

the antique shop sold several interesting lodestones alongside other curiosities.

مغازه لوازم قدیمی چندین نایب‌ جالب را کنار دیگر عجایب فروخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید