magnets

[ایالات متحده]/ˈmæɡ.nəts/
[بریتانیا]/ˈmæɡ.nɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل آهنربا؛ اشیایی که میدان مغناطیسی تولید می‌کنند؛ شخص یا چیز جذاب

عبارات و ترکیب‌ها

strong magnets

مغناطیس‌های قوی

neodymium magnets

مغناطیس‌های نئودیمیم

rare earth magnets

مغناطیس‌های خاکی کمیاب

permanent magnets

مغناطیس‌های دائمی

electromagnetic magnets

مغناطیس‌های الکترومغناطیسی

flexible magnets

مغناطیس‌های انعطاف‌پذیر

ceramic magnets

مغناطیس‌های سرامیکی

industrial magnets

مغناطیس‌های صنعتی

magnetic magnets

مغناطیس‌های مغناطیسی

magnetic field magnets

مغناطیس‌های میدان مغناطیسی

جملات نمونه

magnets can attract or repel each other.

مغناطیس‌ها می‌توانند یکدیگر را جذب یا دفع کنند.

many toys use magnets for their functionality.

بسیاری از اسباب‌بازی‌ها برای عملکرد خود از آهنربا استفاده می‌کنند.

magnetic fields are produced by magnets.

میدان‌های مغناطیسی توسط مغناطیس‌ها ایجاد می‌شوند.

some refrigerator doors are held closed by magnets.

برخی از درب‌های یخچال توسط مغناطیس‌ها بسته نگه داشته می‌شوند.

magnets are often used in speakers and microphones.

اغلب از آهنرباها در بلندگوها و میکروفون‌ها استفاده می‌شود.

you can create a simple compass using a magnet.

شما می‌توانید با استفاده از یک مغناطیس یک قطب‌نما ساده بسازید.

magnets come in various shapes and sizes.

مغناطیس‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلف وجود دارند.

some people use magnets for therapeutic purposes.

برخی از افراد از آهنربا برای اهداف درمانی استفاده می‌کنند.

magnets are essential components in electric motors.

مغناطیس‌ها اجزای ضروری در موتورهای الکتریکی هستند.

children enjoy playing with magnetic building blocks.

کودکان از بازی با قطعات ساختمانی مغناطیسی لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید