loitering around
در اطراف گردش کردن
stop loitering
از گردش در اطراف پرهیز کن
loitering ban
ممنوعیت گردش در اطراف
loitered there
در آنجا گردش کرد
loitering youths
نوجوانان گردش کننده
avoiding loitering
از گردش در اطراف پرهیز کردن
caught loitering
در حال گردش در اطراف دستگیر شد
loitering policy
سیاست گردش در اطراف
loitering problem
مشکل گردش در اطراف
after loitering
پس از گردش در اطراف
he was warned about loitering near the school after hours.
او پس از ساعات کلاس درس، حضور نامتعهد در نزدیکی مدرسه را خطرناک دانسته شد.
security footage showed several individuals loitering in the parking lot.
کلیپ های امنیتی نشان داد که چند نفر در پارکینگ حضور نامتعهد داشتند.
loitering is prohibited in this area to ensure public safety.
در این منطقه حضور نامتعهد ممنوع است تا امنیت عمومی تضمین شود.
the police questioned people loitering suspiciously around the bank.
پلیس افرادی را که به طور مشکوک در اطراف بانک حضور نامتعهد داشتند، بازبینی کرد.
we don't allow loitering on the premises after closing time.
ما حضور نامتعهد در مکان پس از بسته شدن ممنوع میکنیم.
the bylaw prohibits loitering and soliciting in the downtown core.
این قانون ممنوعیت حضور نامتعهد و خواستگاری در مرکز شهر را دارد.
loitering near the entrance caused complaints from residents.
حضور نامتعهد در نزدیکی ورودی شکایتهایی از سوی ساکنین ایجاد کرد.
the city has strict rules against loitering in public spaces.
این شهر قوانین سختگیرانهای علیه حضور نامتعهد در فضاهای عمومی دارد.
repeated loitering can result in a fine or arrest.
حضور نامتعهد مکرر ممکن است به جریمه یا بازداشت منجر شود.
the manager asked them to stop loitering in the hallway.
مدیر از آنها خواست تا از حضور نامتعهد در راهرو خودداری کنند.
loitering around the atm is often associated with scams.
حضور نامتعهد در اطراف ماشین اتمی در اغلب موارد با احتیاطهای فراگیر مرتبط است.
loitering around
در اطراف گردش کردن
stop loitering
از گردش در اطراف پرهیز کن
loitering ban
ممنوعیت گردش در اطراف
loitered there
در آنجا گردش کرد
loitering youths
نوجوانان گردش کننده
avoiding loitering
از گردش در اطراف پرهیز کردن
caught loitering
در حال گردش در اطراف دستگیر شد
loitering policy
سیاست گردش در اطراف
loitering problem
مشکل گردش در اطراف
after loitering
پس از گردش در اطراف
he was warned about loitering near the school after hours.
او پس از ساعات کلاس درس، حضور نامتعهد در نزدیکی مدرسه را خطرناک دانسته شد.
security footage showed several individuals loitering in the parking lot.
کلیپ های امنیتی نشان داد که چند نفر در پارکینگ حضور نامتعهد داشتند.
loitering is prohibited in this area to ensure public safety.
در این منطقه حضور نامتعهد ممنوع است تا امنیت عمومی تضمین شود.
the police questioned people loitering suspiciously around the bank.
پلیس افرادی را که به طور مشکوک در اطراف بانک حضور نامتعهد داشتند، بازبینی کرد.
we don't allow loitering on the premises after closing time.
ما حضور نامتعهد در مکان پس از بسته شدن ممنوع میکنیم.
the bylaw prohibits loitering and soliciting in the downtown core.
این قانون ممنوعیت حضور نامتعهد و خواستگاری در مرکز شهر را دارد.
loitering near the entrance caused complaints from residents.
حضور نامتعهد در نزدیکی ورودی شکایتهایی از سوی ساکنین ایجاد کرد.
the city has strict rules against loitering in public spaces.
این شهر قوانین سختگیرانهای علیه حضور نامتعهد در فضاهای عمومی دارد.
repeated loitering can result in a fine or arrest.
حضور نامتعهد مکرر ممکن است به جریمه یا بازداشت منجر شود.
the manager asked them to stop loitering in the hallway.
مدیر از آنها خواست تا از حضور نامتعهد در راهرو خودداری کنند.
loitering around the atm is often associated with scams.
حضور نامتعهد در اطراف ماشین اتمی در اغلب موارد با احتیاطهای فراگیر مرتبط است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید