lollygagger alert
هشدار لالیگاگر
stop lollygagger
متوقف کردن لالیگاگر
lollygagger zone
منطقه لالیگاگر
lollygagger behavior
رفتار لالیگاگر
lollygagger friends
دوستان لالیگاگر
lollygagger moment
لحظه لالیگاگر
lollygagger group
گروه لالیگاگر
lollygagger meeting
جلسه لالیگاگر
lollygagger attitude
نگاه لالیگاگر
lollygagger lifestyle
سبک زندگی لالیگاگر
stop being a lollygagger and finish your homework.
دیگه مثل آدم تنبل رفتار نکن و تکالیفت رو تموم کن.
he is such a lollygagger that he always misses the bus.
او آنقدر آدم تنبله که همیشه اتوبوس رو از دست میده.
we can't afford to have any lollygaggers on this project.
ما نمیتونیم تحمل کنیم که آدمهای تنبل توی این پروژه باشن.
my boss hates lollygaggers and expects everyone to be efficient.
رئیس من آدمهای تنبل رو دوست نداره و انتظار داره همه کارآمد باشن.
don't be a lollygagger; the deadline is approaching!
مثل آدم تنبل رفتار نکن؛ مهلت داره تموم میشه!
she called him a lollygagger for taking too long to get ready.
اون به خاطر اینکه خیلی طول کشید تا آماده بشه، بهش گفت آدم تنبله.
as a team, we need to avoid being lollygaggers if we want to succeed.
ما به عنوان یک تیم باید از اینکه آدمهای تنبل باشیم، اگه میخوایم موفق بشیم، خودداری کنیم.
he was labeled a lollygagger after he failed to meet his deadlines.
بعد از اینکه نتونست مهلتهاشو رعایت کنه، بهش برچسب آدم تنبل رو زدن.
they were lollygaggers during the meeting, which frustrated the manager.
اونا توی جلسه مثل آدمهای تنبل رفتار کردن که باعث عصبانیت مدیر شد.
lollygagger alert
هشدار لالیگاگر
stop lollygagger
متوقف کردن لالیگاگر
lollygagger zone
منطقه لالیگاگر
lollygagger behavior
رفتار لالیگاگر
lollygagger friends
دوستان لالیگاگر
lollygagger moment
لحظه لالیگاگر
lollygagger group
گروه لالیگاگر
lollygagger meeting
جلسه لالیگاگر
lollygagger attitude
نگاه لالیگاگر
lollygagger lifestyle
سبک زندگی لالیگاگر
stop being a lollygagger and finish your homework.
دیگه مثل آدم تنبل رفتار نکن و تکالیفت رو تموم کن.
he is such a lollygagger that he always misses the bus.
او آنقدر آدم تنبله که همیشه اتوبوس رو از دست میده.
we can't afford to have any lollygaggers on this project.
ما نمیتونیم تحمل کنیم که آدمهای تنبل توی این پروژه باشن.
my boss hates lollygaggers and expects everyone to be efficient.
رئیس من آدمهای تنبل رو دوست نداره و انتظار داره همه کارآمد باشن.
don't be a lollygagger; the deadline is approaching!
مثل آدم تنبل رفتار نکن؛ مهلت داره تموم میشه!
she called him a lollygagger for taking too long to get ready.
اون به خاطر اینکه خیلی طول کشید تا آماده بشه، بهش گفت آدم تنبله.
as a team, we need to avoid being lollygaggers if we want to succeed.
ما به عنوان یک تیم باید از اینکه آدمهای تنبل باشیم، اگه میخوایم موفق بشیم، خودداری کنیم.
he was labeled a lollygagger after he failed to meet his deadlines.
بعد از اینکه نتونست مهلتهاشو رعایت کنه، بهش برچسب آدم تنبل رو زدن.
they were lollygaggers during the meeting, which frustrated the manager.
اونا توی جلسه مثل آدمهای تنبل رفتار کردن که باعث عصبانیت مدیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید