dawdler

[ایالات متحده]/ˈdɔːdlə/
[بریتانیا]/ˈdɔːdlər/

ترجمه

n. شخصی که وقت را هدر می‌دهد یا در انجام کارها کند است
Word Forms
جمعdawdlers

عبارات و ترکیب‌ها

dawdler at work

کندکار

slow dawdler

کندکار

dawdler in class

کندکار در کلاس

chronic dawdler

کندکار مزمن

dawdler on tasks

کندکار در انجام وظایف

dawdler by nature

کندکار به طبیعت

known dawdler

کندکار شناخته شده

dawdler in meetings

کندکار در جلسات

typical dawdler

کندکار معمول

dawdler during exams

کندکار در زمان امتحان

جملات نمونه

he's such a dawdler that he always misses the bus.

او آنقدر کند و بی‌حوصله است که همیشه اتوبوس را از دست می‌دهد.

don't be a dawdler; we need to leave now!

کند رفتار نکن؛ ما الان باید برویم!

her dawdler habits make her late for class every day.

عادت‌های کند عمل کردن او باعث می‌شود هر روز دیر به کلاس برود.

as a dawdler, he often gets distracted by his phone.

به عنوان یک فرد کند و بی‌حوصله، او اغلب با تلفن همراه خود حواس‌پرتی می‌کند.

stop being a dawdler and start your homework!

کند رفتار کردن را متوقف کن و شروع به انجام تکالیف خود کن!

the dawdler in the group held everyone back.

فرد کند و بی‌حوصله در گروه همه را عقب نگه داشت.

she realized her dawdler tendencies were affecting her job.

او متوجه شد که تمایلات کند عمل کردنش بر روی شغلش تأثیر می‌گذارد.

being a dawdler can lead to missed opportunities.

کند بودن می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

the teacher warned the dawdler to focus on his studies.

معلم به فرد کند و بی‌حوصله هشدار داد که بر روی تحصیلات خود تمرکز کند.

his dawdler nature often frustrates his friends.

طبع کند و بی‌حوصله او اغلب دوستانش را ناامید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید