| جمع | dawdlers |
dawdler at work
کندکار
slow dawdler
کندکار
dawdler in class
کندکار در کلاس
chronic dawdler
کندکار مزمن
dawdler on tasks
کندکار در انجام وظایف
dawdler by nature
کندکار به طبیعت
known dawdler
کندکار شناخته شده
dawdler in meetings
کندکار در جلسات
typical dawdler
کندکار معمول
dawdler during exams
کندکار در زمان امتحان
he's such a dawdler that he always misses the bus.
او آنقدر کند و بیحوصله است که همیشه اتوبوس را از دست میدهد.
don't be a dawdler; we need to leave now!
کند رفتار نکن؛ ما الان باید برویم!
her dawdler habits make her late for class every day.
عادتهای کند عمل کردن او باعث میشود هر روز دیر به کلاس برود.
as a dawdler, he often gets distracted by his phone.
به عنوان یک فرد کند و بیحوصله، او اغلب با تلفن همراه خود حواسپرتی میکند.
stop being a dawdler and start your homework!
کند رفتار کردن را متوقف کن و شروع به انجام تکالیف خود کن!
the dawdler in the group held everyone back.
فرد کند و بیحوصله در گروه همه را عقب نگه داشت.
she realized her dawdler tendencies were affecting her job.
او متوجه شد که تمایلات کند عمل کردنش بر روی شغلش تأثیر میگذارد.
being a dawdler can lead to missed opportunities.
کند بودن میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
the teacher warned the dawdler to focus on his studies.
معلم به فرد کند و بیحوصله هشدار داد که بر روی تحصیلات خود تمرکز کند.
his dawdler nature often frustrates his friends.
طبع کند و بیحوصله او اغلب دوستانش را ناامید میکند.
dawdler at work
کندکار
slow dawdler
کندکار
dawdler in class
کندکار در کلاس
chronic dawdler
کندکار مزمن
dawdler on tasks
کندکار در انجام وظایف
dawdler by nature
کندکار به طبیعت
known dawdler
کندکار شناخته شده
dawdler in meetings
کندکار در جلسات
typical dawdler
کندکار معمول
dawdler during exams
کندکار در زمان امتحان
he's such a dawdler that he always misses the bus.
او آنقدر کند و بیحوصله است که همیشه اتوبوس را از دست میدهد.
don't be a dawdler; we need to leave now!
کند رفتار نکن؛ ما الان باید برویم!
her dawdler habits make her late for class every day.
عادتهای کند عمل کردن او باعث میشود هر روز دیر به کلاس برود.
as a dawdler, he often gets distracted by his phone.
به عنوان یک فرد کند و بیحوصله، او اغلب با تلفن همراه خود حواسپرتی میکند.
stop being a dawdler and start your homework!
کند رفتار کردن را متوقف کن و شروع به انجام تکالیف خود کن!
the dawdler in the group held everyone back.
فرد کند و بیحوصله در گروه همه را عقب نگه داشت.
she realized her dawdler tendencies were affecting her job.
او متوجه شد که تمایلات کند عمل کردنش بر روی شغلش تأثیر میگذارد.
being a dawdler can lead to missed opportunities.
کند بودن میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
the teacher warned the dawdler to focus on his studies.
معلم به فرد کند و بیحوصله هشدار داد که بر روی تحصیلات خود تمرکز کند.
his dawdler nature often frustrates his friends.
طبع کند و بیحوصله او اغلب دوستانش را ناامید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید