long-ago times
عصرها و زمانهای دور
long-ago story
داستانهای قدیمی
long-ago days
روزهای دور
long-ago friend
دوست قدیمی
long-ago memory
خاطرهی دور
long-ago dream
رویای دور
long-ago life
زندگی دور
long-ago world
جهان دور
long-ago events
رویدادهای دور
long-ago past
گذشتهی دور
i remember stories of long-ago adventures from my grandfather.
من داستانهای ماجراهای بسیار دور را از پدربزرگم به یاد میآورم.
the long-ago kingdom was a place of magic and wonder.
پادشاهی بسیار دور مکانی پر از جادو و شگفتی بود.
she spoke of long-ago friendships and shared memories.
او از دوستیهای بسیار دور و خاطرات مشترک صحبت کرد.
the long-ago battle shaped the course of history.
نبرد بسیار دور مسیر تاریخ را شکل داد.
he researched the long-ago origins of the ancient civilization.
او به تحقیق درباره ریشههای بسیار دور تمدن باستانی پرداخت.
the long-ago traditions are still honored today.
آد و رسوم بسیار دور هنوز هم امروز مورد احترام قرار میگیرند.
they unearthed artifacts from a long-ago settlement.
آنها آثار باستانی را از یک سکونتگاه بسیار دور کشف کردند.
the long-ago dream felt so real in my memory.
رویای بسیار دور در خاطره من بسیار واقعی به نظر میرسید.
she cherished photographs from her long-ago childhood.
او عکسهایی از دوران کودکی بسیار دور خود را گرامی میداشت.
the long-ago era was marked by significant change.
عصر بسیار دور با تغییرات قابل توجهی مشخص شد.
he wrote a novel set in a long-ago time period.
او رمانی را در یک دوره زمانی بسیار دور نوشت.
long-ago times
عصرها و زمانهای دور
long-ago story
داستانهای قدیمی
long-ago days
روزهای دور
long-ago friend
دوست قدیمی
long-ago memory
خاطرهی دور
long-ago dream
رویای دور
long-ago life
زندگی دور
long-ago world
جهان دور
long-ago events
رویدادهای دور
long-ago past
گذشتهی دور
i remember stories of long-ago adventures from my grandfather.
من داستانهای ماجراهای بسیار دور را از پدربزرگم به یاد میآورم.
the long-ago kingdom was a place of magic and wonder.
پادشاهی بسیار دور مکانی پر از جادو و شگفتی بود.
she spoke of long-ago friendships and shared memories.
او از دوستیهای بسیار دور و خاطرات مشترک صحبت کرد.
the long-ago battle shaped the course of history.
نبرد بسیار دور مسیر تاریخ را شکل داد.
he researched the long-ago origins of the ancient civilization.
او به تحقیق درباره ریشههای بسیار دور تمدن باستانی پرداخت.
the long-ago traditions are still honored today.
آد و رسوم بسیار دور هنوز هم امروز مورد احترام قرار میگیرند.
they unearthed artifacts from a long-ago settlement.
آنها آثار باستانی را از یک سکونتگاه بسیار دور کشف کردند.
the long-ago dream felt so real in my memory.
رویای بسیار دور در خاطره من بسیار واقعی به نظر میرسید.
she cherished photographs from her long-ago childhood.
او عکسهایی از دوران کودکی بسیار دور خود را گرامی میداشت.
the long-ago era was marked by significant change.
عصر بسیار دور با تغییرات قابل توجهی مشخص شد.
he wrote a novel set in a long-ago time period.
او رمانی را در یک دوره زمانی بسیار دور نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید