longhaired

[ایالات متحده]/[ˈlɒŋˌheə(r)d]/
[بریتانیا]/[ˈlɑːŋˌheɚd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای موی بلند؛ مربوط به یا ویژگی کسی که موی بلند دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

longhaired cat

گربه‌ی موی بلند

a longhaired man

یک مرد موی بلند

longhaired dog

سگ‌ی موی بلند

she's longhaired

او موی بلند دارد

longhaired style

سبک موی بلند

longhaired child

کودک موی بلند

with longhaired hair

با موی بلند

longhaired beauty

زیبایی موی بلند

the longhaired girl

دختر موی بلند

longhaired and handsome

موی بلند و زیب

جملات نمونه

the longhaired cat stretched languidly in the sun.

گربه‌ی موی بلند در نور خورشید به آرامی گرم شد.

he had a longhaired german shepherd that was incredibly loyal.

او یک گروه‌گری داشت که به طور غیرمعمول وفادار بود.

she admired the longhaired persian's fluffy coat.

او لباس نرم گربه‌ی موی بلند پرسی شیعه‌ای را دوست داشت.

the artist painted a portrait of a longhaired woman with flowing hair.

هنرمند یک پرتره‌ی زنی با موی بلند و پر شدنی را نقاشی کرد.

a longhaired dachshund waddled playfully through the park.

یک داچ‌شوند با موی بلند با خوشحالی از طریق پارک حرکت کرد.

he brushed her longhaired collie gently.

او با دقت موی بلند کولی‌اش را با فرشاة پاک کرد.

the groomer specialized in styling longhaired breeds.

آرایشگر در آرایش نژادهای موی بلند متخصص بود.

she wore a hat to keep her longhaired hair out of her face.

او یک کلاه پوشید تا موی بلندش از روی صورتش خارج بماند.

the longhaired saint bernard was known for its gentle nature.

سنت برnard با موی بلند به دلیل طبیعت مهربانش معروف بود.

he remembered his childhood friend with the longhaired ponytail.

او یادش می‌آورد دوست کودکی‌اش که یک دم‌بلند با موی بلند داشت.

the longhaired rabbit hopped across the field.

گرگ گریبلی با موی بلند از میدان رد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید