short-haired man
مرد با موی کوتاه
short-haired girl
دختر با موی کوتاه
a short-haired style
یک مدل موی کوتاه
short-haired and cute
با موی کوتاه و بامزه
short-haired woman
زن با موی کوتاه
getting short-haired
دارم موهایم را کوتاه میکنم
short-haired look
ظاهر با موی کوتاه
short-haired child
کودک با موی کوتاه
she's short-haired
او موهای کوتاهی دارد
short-haired pets
حیوانات خانگی با موی کوتاه
she's a short-haired woman with a striking sense of style.
او زنی با موهای کوتاه و حس مد چشمگیر است.
the short-haired boy looked cool in his leather jacket.
پسربا موهای کوتاه در کت چرمیاش خونسرد به نظر میرسید.
i prefer short-haired dogs like a terrier or a fox terrier.
من سگهای با موهای کوتاه مانند یک تریر یا یک فوکس تریر را ترجیح میدهم.
many actresses sport a short-haired look for a modern feel.
بسیاری از بازیگران برای داشتن ظاهری مدرن، ظاهری با موهای کوتاه دارند.
he's a short-haired man with kind eyes and a warm smile.
او مردی با موهای کوتاه، چشمان مهربان و لبخندی گرم است.
the short-haired poodle is a popular choice for a pet.
پودل با موهای کوتاه یک انتخاب محبوب برای حیوان خانگی است.
she cut her hair short, a short-haired style she'd always wanted.
او موهایش را کوتاه کرد، یک مدل با موهای کوتاه که همیشه میخواست.
the short-haired athlete trained rigorously for the competition.
ورزشکار با موهای کوتاه برای رقابت به طور جدی تمرین کرد.
a short-haired cat can be just as fluffy as a long-haired one.
یک گربه با موهای کوتاه میتواند به اندازه یک گربه با موهای بلند پشمالو باشد.
the artist painted a portrait of a short-haired model.
هنرمند پرترهای از یک مدل با موهای کوتاه کشید.
he rocked a short-haired style with a shaved side.
او با یک طرف تراشیده، یک مدل با موهای کوتاه را به نمایش گذاشت.
short-haired man
مرد با موی کوتاه
short-haired girl
دختر با موی کوتاه
a short-haired style
یک مدل موی کوتاه
short-haired and cute
با موی کوتاه و بامزه
short-haired woman
زن با موی کوتاه
getting short-haired
دارم موهایم را کوتاه میکنم
short-haired look
ظاهر با موی کوتاه
short-haired child
کودک با موی کوتاه
she's short-haired
او موهای کوتاهی دارد
short-haired pets
حیوانات خانگی با موی کوتاه
she's a short-haired woman with a striking sense of style.
او زنی با موهای کوتاه و حس مد چشمگیر است.
the short-haired boy looked cool in his leather jacket.
پسربا موهای کوتاه در کت چرمیاش خونسرد به نظر میرسید.
i prefer short-haired dogs like a terrier or a fox terrier.
من سگهای با موهای کوتاه مانند یک تریر یا یک فوکس تریر را ترجیح میدهم.
many actresses sport a short-haired look for a modern feel.
بسیاری از بازیگران برای داشتن ظاهری مدرن، ظاهری با موهای کوتاه دارند.
he's a short-haired man with kind eyes and a warm smile.
او مردی با موهای کوتاه، چشمان مهربان و لبخندی گرم است.
the short-haired poodle is a popular choice for a pet.
پودل با موهای کوتاه یک انتخاب محبوب برای حیوان خانگی است.
she cut her hair short, a short-haired style she'd always wanted.
او موهایش را کوتاه کرد، یک مدل با موهای کوتاه که همیشه میخواست.
the short-haired athlete trained rigorously for the competition.
ورزشکار با موهای کوتاه برای رقابت به طور جدی تمرین کرد.
a short-haired cat can be just as fluffy as a long-haired one.
یک گربه با موهای کوتاه میتواند به اندازه یک گربه با موهای بلند پشمالو باشد.
the artist painted a portrait of a short-haired model.
هنرمند پرترهای از یک مدل با موهای کوتاه کشید.
he rocked a short-haired style with a shaved side.
او با یک طرف تراشیده، یک مدل با موهای کوتاه را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید